دکتر ابراهیمی ترکمان، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در گفتگو با ایراس:

روسیه باید حضور فرهنگی ایران را در آسیای مرکزی بپذیرد

تاریخ انتشار : يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۵۴
Share/Save/Bookmark
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: ... فرهنگ ایرانی به خودی خود دارای غنا و ثروتی است که کشورهای همسایه ما بویژه آسیای مرکزی و قفقاز احساس می کنند که به این فرهنگ نیاز دارند. در واقع برای ارتباط با گذشته خودشان نیازمند به این فرهنگ هستند. ما باید تلاش کنیم که روابط آکادمیک و بین دانشمندان مان را با یکدیگر افزایش بدهیم. در سفر اخیری که قائم مقام وزیر فرهنگ آذربایجان به تهران داشت، من پیشنهاد دادم که یک بخش فرهنگی کشورهای حاشیه خزر ایجاد نماییم تا با یکدیگر در تعامل باشیم. در این تعامل ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان باشند.این پنج کشور ساحلی می توانند با یکدیگر بخش های مشترک فرهنگی داشته باشند. اساساٌ وقتی فرهنگ در هر کجا تقویت شود، موجب تسهیل تعاملات سیاسی خواهد شد ...
 
ایراسعمده متخصصان ایرانی درباره ضعف سیاست خارجی ایران در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز توافق دارند. این ضعف به نسبت فرصت­هایی ارزیابی می­شود که ایران در منطقه برخوردار است. آسیب شناسی سیاست ایران در آسیای مرکزی و قفقاز در دهه های گذشته، پژوهشگران را متوجه فقدان یا ضعف سیاست فرهنگی ایران در این منطقه می رساند، جایی که بخشی از تمدن ایران باستان محسوب می­شود و علاوه بر ان اشتراک مذهبی نیز بسیار برجسته است. بر اين اساس به دنبال گفتگوی تخصصی که «ايراس» سال ١٣٩٤ با دكتر ابوذر ابراهيمي تركمان رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي داشت، بار دیگر به سراغ رئیس این سازمان كه متولي اصلي و قانوني ديپلماسي فرهنگي ايران می­باشد، رفته است؛ تا ضمن بررسي عملكرد ديپلماسي فرهنگي ايران در دوره تصدی ایشان در این سمت، الزامات جديد آن را مورد بررسي قرار دهد.
 
دکتر ابراهيمي تركمان که خود زمان طولانی به عنوان دیپلمات در منطقه فعالیت کرده و آثار زیادی در این زمینه دارد، معتقد است برای دیپلماسی فرهنگی موفق ایران در منطقه نیازمند همافزایی نهادهای مرتبط به ویژه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمان گردشگری و وزارت خارجه است. وی که به تازگی کتاب جدید خود با عنوان «تفاوت‌ها و همانندی‌های اتحاد جماهیر شوروی و فدراسیون روسیه» را به چاپ رسانده، می گوید روسیه نیز باید بپذیرد حضور فرهنگی ایران در آسیای مرکزی می تواند به مقابله با چالش های امنیتی جدید منطقه کمک کند.
 
ایراس: اگر اجازه بفرمائید سوالات خود را از دیپلماسی فرهنگی و عمومی شروع کنم. در گفتگوی دو سال پیش ایراس با شما در ارتباط با دیپلماسی فرهنگی و موانع و چالش های آن ، و اینکه شما چه اقداماتی را انجام داده اید ، بحث شد. در این مدت و فاصله زمانی چه دستاوردهایی حاصل شده و چه موانعی وجود داشته است؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: در ابتدا  از دیدار مجدد با شما خرسندم و از اینکه نسبت به طرح مباحث مربوط به روابط فرهنگی بین المللی اهتمام دارید تشکر و قدردانی می نمایم.  همانطور که می دانید یکی از اهداف و وظایف اصلی سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی   شناسایی  ،بهره گیری و ایجاد ارتباط میان  ظرفیت های فرهنگی داخل و خارج از کشور  در مسیر برقراری وگسترش مناسبات فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با سایر جوامع می باشد . در واقع سازمان مسئولیت برقراری وتوسعه  تعامل فرهنگی ایران با جهان  را  در چارچوب منافع مشترک وهمچنین بر اساس موافقتنامه های فرهنگی که بین کشور ایران و سایر کشورها  منعقد می شود، بر عهده دارد . در راستای اهداف وسیاست های فوق ،در سه سال گذشته نیز ، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تلاش های مستمری را در ایجاد  و گسترش تعاملات فرهنگی بویژه با مجامع علمی وفرهنگی سایر کشورها صورت داده است .از جمله این تلاش ها می توان به گفتگوهای فرهنگی بین المللی و تاسیس دبیرخانه دائمی گفتگوهای فرهنگی اشاره نمود. هدف ما از تاسیس دبیرخانه گفتگوهای فرهنگی که در شورای عالی سازمان نیز تصویب گردید، فراهم سازی امکان تقویت نقش فرهنگ ونخبگان فرهنگی در مسیر حل و فصل و خروج از  چالش ها و منازعات پیشاروی ایران وجهان و همچنین توسعه وگسترش ارتباطات فرهنگی با نخبگان وجریانهای مرجع فکری وفرهنگی عربی ایرانی ودیگر کشورها ست .این هدف  از طریق پی ریزی مجامع و شبکه های  متصل به دبیرخانه گفتگوهای فرهنگی که با محوریت دانشگاهها و مراکز علمی داخل و خارج شکل گرفته است دنبال می شود و بر این باوریم که با بهره گیری از این ظرفیت می توان گام های موثری در مسیر تقویت فهم ودرک مشترک و اعتمادسازی متقابل با بهره گیری از ظرفیت فرهنگ برداشت.
 
به جهت ضرورت ها و اولویت هایی که امروزه در مسیر مناسبات ما با جهان عرب مشاهده می شود سال گذشته فعالیت های گسترده ای را با موضوع گفتگوهای فرهنگی ایران وجهان عرب در کشورهای عربی از جمله در لبنان ،تونس ،قطر ،وهمچنین در تهران اجرا نمودیم که در آن علاوه بر مشارکت بیش از 30 مرکز دانشگاهی و فرهنگی ایرانی وعربی ،مجامع تخصصی گفتگوهای ایران وعرب با محوریت زنان ،جوانان ،دانشگاهها ،رسانه ها ،اندیشمندان ونویسندان شکل گرفت .ظرفیتی که فرصت وامکان تماس وارتباط مستمر نخبگان ایران و عرب را برای مفاهمه وگفتگوهای مستمر با بهره گیری از فرهنگ بیش از پیش فراهم آورده است .همانگونه  که می دانید ، بعد از انقلاب ما به صورت نهادینه شده، با جهان عرب گفتگوهای فرهنگی نداشته ایم. روابط ایران وعرب همواره از پیچیده ترین حوزه ها در مناسبات کشورمان بشمار می آمده وجمهوري اسلامي ايران در ارتباط با جهان عرب کمتر از ظرفیت دیپلماسی فرهنگی و گفتگو بهره جسته است وعمدتا روابط فرهنگی این دو حوزه  تابع شرایط سیاسی وامنیتی بوده است. طی سالهای اخیر نیز روابط سیاسی اقتصادی وفرهنگی ج .ا.ا با بسیاری از کشورهای عربی و کشورهای اسلامی تحت تاثیر تحولات جاری در غرب آسیا  بوده و برخی کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی کوشیده اند ارتباطات جمهوری اسلامی ایران با جهان اسلام وبویژه کشورهای عربی را تحت مدیریت خود درآورده  وشکاف ها وچالش های مصنوعی بسیاری را در مسیر این روابط قراردهند . ما معتقدیم ماهیت اصلی بسیاری از بحران های جاری در جهان اسلام فرهنگی است ، و راه حل برون رفت از آن نیز فرهنگی است وفرهنگ تنهاپنجره باز ،غیر حساس وموثر برای تعامل با برخی جوامع ازجمله جهان عرب و سایر کشورها بشمار می رود.
 
شاهد تاثیرگذاری فرهنگ وگفتگوهای فرهنگی در تسهیل روابط ومناسبات ما با جهان اینکه ؛ گفتگو های فرهنگی ایران وجهان عرب سال گذشته علیرغم اینکه پس از فضای سنگین ناشی از تنش های مربوط به حادثه حمله به دفتر نمایندگی سعودی در مشهد  اتفاق افتاده بود ولی  خوشبختانه توانسته بود با اقبال جمع کثیری از اندیشمندان عرب از  پانزده کشور عربی مواجه گردد  و شرکت هشتاد و هشت مهمان از شخصیت های علمی وفرهنگی عربی وتوافق بر سر پی ریزی سازوکارهای مناسب برای مستمرسازی این گفتگوها ،  نشان واضحی از قدرت تاثیرگذاری فرهنگ وگفتگوهای فرهنگی در تنظیم روابط ما با جهان عرب می باشد .علاوه بر حوزه عربی ،گفتگوهای فرهنگی نخبگان ایرانی با سایر کشورها نیز در دستور کار سازمان بوده وطی  سال گذشته تا کنون دودور گفتگوهای فرهنگی ایران واروپا با محوریت مراکز علمی وفرهنگی ایران وایتالیا برگزلر گردید.
 
مجموعه ای از فعالیت ها با موضوع گفتگوهای فرهنگی آسیایی نیز برنامه ریزی شده که تا کنون سه نشست منطقه ای گفتگوهای فرهنگی ایران وشبه قاره به میزبانی دانشگاه علیگر در هند ،گفتگوهای فرهنگی ایرانی –مالایی در دانشگاه مالزی ،گفتگوهای فرهنگی ایران وآسیای میانه در دردانشگاه آبلالی خان قزاقستان برگزار و در پائیز امسال نیز اجلاس گفتگوهای فرهنگی آسیا در تهران با حضور اندیشمندان برجسته آسیایی و با مشارکت مجموعه ای از نهادهای علمی وفرهنگی کشور برگزار می گردد. به این ترتیب این گفتگوها در حال توسعه  هستند. محور گفتگوها در داخل كشور ، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است. اما از ظرفیت دانشگاههای داخل و خارج کشور نیز استفاده می کنیم. هم اکنون  دانشگاه تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی ، فردوسی مشهد، قزوین، قم، کاشان، گیلان و برخی دیگر از دانشگاهها عضو دبیرخانه گفتگوهای فرهنگی بوده و به عنوان مقر برخی مجامع تخصصی و دبیرخانه های فرهنگی با سازمان همکاری دارند . همچنین در حوزه گفتگوی ادیان، سازمان اكنون به یک برند در اين حوزه تبدیل شده است. با بسیاری از کشورها و رهبران دینی کشورها، گفتگوهای فوق العاده خوبی در حال انجام و تداوم هستند. در زمینه های ایجاد ارتباط بین نهادهای داخلی با نهاد های فرهنگی خارجی، سازمان تلاش های فراواني كرده است. این سازمان نه تنها وظیفه ذاتی خود را در خارج انجام می دهد، بلکه حلقه ارتباط بخش های بین الملل دستگاههای مختلف با خارج است، مثلاٌ اگر مسابقات بین المللی قرآن برگزار می شود، بخش بین المللی آن را این سازمان پی گیری می نماید. در نمایشگاه  بین المللی کتاب، در بخش بین الملل آن، این سازمان درگیر است. در نمایشگاه بین المللی قرآن، سازمان مسئول بین الملل آن است. اگر مشهد 2017 برگزار می شود، سازمان مسئول بین الملل آن است. همچنین سایر بخش های دیگر بین الملل را این سازمان پشتیبانی می نماید.
 
ایراس: این گفتگوها و تعامل تا چه میزان شامل آسیای مرکزی و قفقاز می­شد؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: در ارتباط با آسیای مرکزی و قفقاز احساس می کنیم که نیاز به گفتگو بيشتر است. چون آسیای مرکزی شصت و پنج میلیون نفر جمعیت دارد، که از این تعداد 90% آنها مسلمان هستند. ما با آنها اشتراک دینی، تاریخی، جغرافیایی داریم. همچنین با برخی از این کشورها، اشتراک زبانی داریم. به همین دلیل است که این گفتگوها را در آسیای مرکزی در اولویت قرار داده ایم و تلاش ما بر این است که علاوه بر اولین نشست گفتگوهای فرهنگی ایران وآسیای میانه که هفته گذشته با حضور اندیشمندان برجسته ای از ایران و کشورهای آسیای میانه در قزاقستان برگزار گردید نانشاالله در فصل پایانی امسال نیز دور برگشت این گفتگوها  با آسیای مرکزی را در تهران دنبال نمائیم . ضمن اینکه معتقد هستم  در شرایط فعلی، آسیای مرکزی تنها جایی در دنیا است که نقطه تلاقی ایران، چین و روسیه (این سه کشور متحد استراتژیک) است.  قطعاٌ گروههای تکفیری بر این نقطه نظر دارند و تلاش دارند در این منطقه اهداف خودشان را عملي كنند. به همین دلیل هوشیاری ما و ارتباط ما با این کشورها لازم و ضروری است.
 
ایراس: یکی از فرصت های تعاملات فرهنگی که در آسیای مرکزی فراهم است، به سمرقند و بخارا مربوط می شود. ولی با توجه به چالش هایی که در روابط ایران و ازبکستان در سالها و دهه های گذشته بوده، به نظر می آید که از این ظرفیت ها استفاده نشده است. اما با توجه به انتقال حکومت در ازبکستان که سال گذشته به دنبال مرگ اسلام کریم‌اف اتفاق افتاد، آیا برنامه ای وجود دارد که بتوانیم از ظرفیت دیپلماسی فرهنگی خودمان در این رابطه استفاده کنیم و بتوانیم روابط خود را با این کشور بهبود ببخشیم؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: همانطور كه می دانید ازبکستان بعنوان حوزه علمیه اتحاد جماهیر شوروی محسوب می شد. یعنی مسلمانان در سراسر اتحاد جماهیر شوروی، تحصیلات مذهبی خود را در ازبکستان انجام می دادند و این کشور مرکز آموزش های دینی مسلمانان بود. ضمن اینکه در برهه های خیلی طولانی، مرکز انتشارات اسلامی هم بوده است. کتابهای اصیل اسلامی، فرهنگی و تمدنی این منطقه چاپ منطقه تاشکند، سمرقند و بخارا بوده اند. اگر شماامروز هم به ریگستان درازبکستان بروید، مشاهده خواهید کرد که در سر در همه حجره های مدارس آنجا،از جمله مدرسه میرعرب و سایر مدارس دیگر، اشعار فارسی و آیات و روایات نوشته شده است. این نشان می دهد که فرهنگ و تمدن ایرانی در این منطقه سابقه دیرینه و تاثیر گزاری عمیقی داشته است. لذا ما علاقمند هستیم که روابط فرهنگی را با ازبکستان توسعه بدهیم. در این راه جدی هستیم و رایزن فرهنگی ما هم آماده عزیمت است. منتهی در گذشته این رابطه مقداری به سردی گرایید. در این مورد ما با دولت ازبکستان صحبت کرده ايم و تلاش می کنیم روابط را ارتقاء بدهيم.
 
ایراس: یکی از عرصه های دیپلماسی فرهنگی در حوزه های گردشگری است. یکی از موضوعاتی که کارشناسان ما در نقد دیپلماسی فرهنگی ایران در منطقه و بحث گردشگری منطقه مطرح می کنند، این است که با تمام اقداماتی که در ارتباط با تسهیل گردشگری در منطقه انجام می شود، یکی از چالش های گردشگران ایرانی این است که اگر بخواهند به آسیای مرکزی سفر کنند، هزینه آن به میزان هزینه یک سفر اروپایی محسوب می شود.
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: خیر، گران نیست. مثلاٌ ترکمنستان که با ما 1300 کیلومتر مرز دارد، شما حتی بدون پرواز تا آنجا می توانید بروید. از اینجا تا مشهد بروید، و از مشهد هم تا باجیگران و بعد از آن با عشق آباد سی و پنج کیلومتر فاصله داريد. بنابر این گران نیست. از آنجا هم شما می توانید به صورت زمینی به ازبکستان و تاجیکستان سفر کنید. به نظر من گران نیست، ولی متاسفانه دولت های این کشورها محدودیت هایی را در راه گردشگران ایجاد کرده اند که این اتفاق کمتر می افتد و بیشتر ایرانی ها به کشورهای قفقاز سفر می کنند، در حالی که آسیای مرکزی از نظر تمدنی با ایران اشتراکات بیشتری دارد.
 
ایراس: به نظر شما این موانع سیاسی ناشی از چه مسائلی است؟ چون درآمد گردشگری یکی از منابع درآمد آنها محسوب می شود. چرا این منبع درآمد را از خودشان دریغ می کنند؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: به نظر من این کشورها نگران هستند و هراس دارند. به همین دلیل نه تنها برای ما محدودیت ایجاد کرده اند، بلکه برای خیلی از کشورهای دیگر هم اين محدودیت را دارند. البته از جهت ایجاد مانع این كشورها يكسان عمل نمي كنند. ترکمنستان واقعاٌ رفت و آمد سخت شده است. ولی قزاقستان و قرقیزستان خیلی سخت نیست. به نظر من مسائل داخلی خودشان است. یعنی شرایط آنها در داخل كشورشان به گونه اي نيست  که پذیرش گردشگر در حال حاضر در اولویت آنها باشد.
 
ایراس: گردشگر پذیری  ما از منطقه چگونه است؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: کشور ما همیشه گردشگر را می پذیرد. منتهی می دانید که در بعضی از کشورهای آسیای مرکزی شرایط به گونه ای است که هر کسی که پاسپورت دارد، نمی تواند از کشور خارج بشود. علاوه بر پاسپورت آنها باید اجازه خروج هم بگیرند. بعضی از کشورها هنوز این گونه اند. به همین دلیل پروسه خارج شدن از کشور، فرآیند سختی در این کشورها است. و شاید به این دلیل مردم منطقه نتوانند گردشگری کنند.
 
 
ایراس: در ارتباط با دیپلماسی فرهنگی، شما به استفاده ازظرفیت دانشگاه ها اشاره کردید. همچنین در رابطه با گردشگری درمانی صحبت کردید. سازمان شما چه میزان از ظرفیت های علمی در این منطقه استفاده کرده است؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: در حوزه کشورهای آسیای مرکزی، بخش های متعددی از ظرفیت های علمی ما در آنجا حضور دارند. اگر شما به ترکمنستان بروید ، بسیاری از سیلوهای آنها را مهندسین ایرانی ساخته اند. برخی از سدها و جاده های فراوانی را در این کشور ایران ساخته است. اینها انتقال و صادرات تکنولوژی و فن آوری است. در برخی از این کشورها، ایران پروژه های خوبی را در دست اجرا داشته است. ولی با این همه، شتاب این روابط باید بیش از اینها می شد. ترکیه که هم مرز با کشورهای آسیای مرکزی نیست،  بیشتر از ما حضور دارد. با اینکه ما بیش از 1300 کیلومتر مرز مشترک با آسیای مرکزی داریم. بنابر این ما باید شتاب خود را در حوزه روابط علمی و تکنولوژی با کشورهای آسیای مرکزی بیشتر کنیم. و قطعاٌ این به سود همه ما خواهد بود.
 
ایراس: طی دوسال گذشته ، تمرکز ویژه ای در روابط ما با روسیه بوجود آمده است.  جنبه دیگر در این روابط، جنبه دیپلماسی فرهنگی است. با توجه به شناختی که شما نسبت به تفاوت ها و همانندی های اتحاد جماهیر شوروی و  روسیه دارید که در کتاب جدیدتان نیز به آن پرداخته اید. ضمن اشاره به این تفاوت ها و تشابهات ، به نظر شما الزاماتی که در دیپلماسی فرهنگی ایران در ارتباط با روسیه و مسلمانان باید در نظر داشت، چیست؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: من شش سال در روسیه ماموریت داشتم. ما هشت سال با عراق جنگیدیم، اما با سقوط صدام روابط ما مجدداٌ با عراق آغاز شد و مردم ما علیرغم اینکه هزاران شهید در جنگ ایران و عراق داده بودند، متوجه این مسئله شدند که حکومت عراق یعنی صدام تغییر کرده و حکومت جدیدی آمده و باید تعامل مان را از سر بگیریم، که این تعامل هم از سر گرفته شد و این تعاملات و رفت آمدها در اوج آن است. یعنی به سرعت ذهن مردم ما نسبت به این تغییر بازسازی شد. یک دلیل آن هم همسایگی ما و رفت و آمدهای زیادی بود که با عراق داشتیم. احساس مردم ما در حال حاضر نسبت به صدام تنفر فوق العاده ای است، اما به  عراق به عنوان یک کشور دوست و همسایه نگاه می کنند. همیشه این سوال در ذهن من بوده که با آنکه اتحاد شوروی در سال 1991 فرو پاشید، چرا مردم ما تا به امروز هنوز با خط کش شوروی، روسیه را اندازه گیری می کنند؟ چرا هنوز این ذهنیت تغییر پیدا نکرده است؟ چرا الان هم فکر می کنند که روسيه یک کشور کمونیستی است؟ چرا فکر می کنند که اقتصاد آنها سوسیالیستی است؟ با اینکه تغییرات ماهوی در این کشور بوجود آمده است. این کشوری که الان وجود دارد، هیچ ارتباطی به شوروی سابق ندارد. چرا مردم این ذهنیت ها را نمی توانند  تغییر دهند؟ به این نتیجه رسیدم که کسی نبوده که بیاید و مقایسه ای را انجام بدهد. در نتیجه بر اساس اطلاعات میدانی و کتابخانه ای که داشتم، تصمیم گرفتم  این کتاب را به نگارش درآورم تا تفاوت ها و شباهت های شوروی و روسيه در آن مقایسه شود. از مهمترین مسائلی که به آن رسیدم این بود که ساختار حکومت در دوره شوروی بر مبنای ایدئولوژی بود و ایدئولوژی کمونیستی در ساختار حکومت نقش برجسته ای داشت.
 
با  فروپاشی شوروی، ساختار حکومت از ایدئولوژی به عملگرایی تبدیل گردید. در حال حاضر حکومت در فدراسیون روسیه، عملگرا است. در حوزه اقتصادی، سیستم اقتصاد شوروی سابق مبتنی بر اقتصاد 100% دولتی و سوسیالیستی بودو از طریق سالخوزها و کالخوزها، اقتصاد سوسیالیستی شده بود. شعاری که در انقلاب 1917 می دادند این بود: آن کس که کار نمی کند، نان نمی خورد. در واقع تاکید روی بوجود آمدن نیروی کاری بود که مشغول به کار بشوند. در حال حاضر اقتصاد روسیه مبتنی بر اقتصاد کاپیتالیستی و بازار آزاد است. در اقتصاد روسیه اكنون یک تحول عمیقی ایجاد شده است.
 
 در حوزه سیاست خارجی، شوروی متحد محور بود. بدنبال متحدینی از جمله در امریکای جنوبی و اروپای شرقی می گشت.  هر جا که متحدی را برای خود می یافت و متحد استراتژیک او می شد، از نظراقتصادی ، نظامی و سایر جهات دیگر، به آن کشورها کمک می کرد. اما امروز شاهد هستیم شوروی که متحد محور بود، جای خود را به فدراسیون روسیه داده که منفعت محور است. او بدنبال این می باشد که منافع او در کجا است. به همین دلیل به گرجستان که پاره تن او بود، حمله کرد. شیر نفت و گاز را در سردترین فصل سال به روی اوکراین می بندد. در صورتی که اینها از نزدیکان روسیه هستند. بنابر این در حال حاضر روسیه، منفعت محوری را به جای متحد محوری برگزیده است.
 
در حوزه مسائل فرهنگی، در دوره شوروی فرهنگ شرقی در این کشور غلبه داشت. اما امروز شاهد هستیم که فرهنگ غربی در روسیه غلبه دارد. بنابر این در حوزه فرهنگی هم تغییرات خیلی زیادی اتفاق افتاده است. اینها نشان می دهد که ما نیازمند این هستیم که این تفاوت ها را بشناسیم. از سوی دیگر هم، شباهت هایی وجود دارد که این شباهت ها هنوز از بین نرفته اند. یکی از این شباهت ها، ساختار بوروکراسی در نظام اداری شوروی است که عیناٌ به نظام فدراسیون روسیه منتقل شده است. اين كشور از جهت نظام بوروکراسی اداری با گذشته هیچ تفاوتی ندارد. یکی ديگر از این موارد، آداب و رسومي است که در شوروی وجود داشت و هنوز در آنجا حاکم است.از این حیث شباهت ها ادامه دارد. در بحث مالکیت خصوصی، علیرغم اینکه از نظر اقتصادی به مالکیت فردی اعتقاد پیدا کرده اند و قانون اساسی را در این زمینه تغییر داده اند، اما در عین حال مالکیت خصوصی هنوز در روسیه قدرت زیادی پیدا نکرده است. در خیلی از موارد، مالکیت عمومی بر مالکیت خصوصی غلبه دارد. اینها تفاوت ها و شباهت هایی است که من در این کتاب مقایسه کرده ام.
 
ایراس: در قبال اسلام در این دو دوره چه تفاوت ها و تشابهاتی می بینید؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: این سوال را بهتر است که به شکل دیگری طرح کنید. بگویید در برابر دین چگونه بوده است. چون در دوره شوروی در برابر دین ، اصل دین مشکل حکومت بود. یعنی با مسیحیت هم رفتار ناشایستی انجام دادند. کشیش ها را کشتند. کلیساها را تسخیر کردند. این نگاه که در شوروی سابق بود و دین را مخدر جامعه می دانستند، الان این نگاه کاملاٌ تغییر کرده است. اما در دوره پسا شوروی، یعنی در دوره فدراسیون روسیه، چهار دین را به رسمیت شناخته اند که به ترتیب اولویت عبارتند از:مسیحیت ارتدکس، اسلام،یهود و بودیزم. به همین دلیل آنچه را که در قانون اساسی به رسمیت شناخته اند، فضایی باز را برای فعالیت های اینها ایجاد کرده اند. به نظر من امروز متدینین روسیه با هر دینی که هستند، در همه زمینه ها می توانند آزادتر از دوره شوروی تلاش کنند. از سوی دیگر بالاخره در بازگرداندن اموال موقوفه کلیسا و مسلمانان، دولت پس از شوروی تلاش کرده و بسیاری از این موقوفات و مساجد به کاربری واقعی خود رسیده اند.
 
ایراس: آیا این گشایش و شتابی که در روابط ایران و روسیه پیدا شده، می تواند به دیپلماسی ایران در آسیای مرکزی و قفقاز کمک کند؟ با توجه به اینکه کارشناسان معتقد هستند که در دهه های گذشته ، یکی از موانع دیپلماسی ایران در این منطقه ، روسیه بوده است؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: روسیه از زمان فروپاشی تا به امروز چند دوره را گذرانده است. ما نمی توانیم همه دوره ها را در یک وزن مشخصی تعریف کنیم. درآن اوائل، شوروی از نظر فیزیکی جدا شده بود. اما از نظر عادات، رفتارها و مسائل سنتی هنوز جدا نبود. یک مثال بزنم؛ خبرنگار از فردی که به مواد مخدر اعتیاد داشت و ترک کرده، سوال می کند که آیا شما هنوز معتاد هستید؟ او ترک کرده ولی در جواب می گوید من معتادی هستم که مواد مصرف نمی کنم. یعنی ذهن من هنوز درگیر آن اعتیاد است. گرچه مواد مصرف نمی کنم. درست است که شوروی جدا شده بود، ولی هنوز همه چیز آن با کشورهای فرو پاشیده شوروی درگیر بود. مثلاٌ نیروهای مرزبانی ترکمنستان و یا بعضی دیگر از کشورهای آن، از اتباع شوروی بودند. و یا اینکه در اوائل فروپاشی شوروی، بچه های آنها تحت نظام شوروی خدمت می کردند.  هنوز این جدایی در همه مراحل اتفاق نیفتاده بود.
 
در دهه دوم، این وضعیت مقداری بهتر شد. از این جهت این فاصله ها تقریباٌ کم کم مشخص و استقلال بوجود آمد. هنوز روسیه اینها را نیروهای خارج نزدیک خود می دانست. گرچه اینها از روسیه جدا شده بودند، اما روسیه براي خود حق برتری و بزرگتری خود قائل بود. اما امروز داستان فرق کرده و روسیه متوجه شده است که بالاخره آسیای مرکزی به دلیل وجود یک سری مولفه ها ، استعداد این را دارد که تبدیل به یک منطقه ناآرام بشود. ما معتقد هستیم که افغانستان هم بخشی از آسیای مرکزی است واین ناآرامی خود را در افغانستان نشان داده است. چنانچه در ازبکستان حادثه اندیجان رخ داد، در تاجیکستان و برخی دیگر از کشورها می تواند حادثه مشابه رخ دهد.این اتفاق می تواند با کمک ایران حل شود. کما اینکه ایران در بحث صلح تاجیکستان، کفیل صلح بود. همچنین روسیه هم کفیل صلح بود. بنابر این می تواند تاثیر خود را در آنجا بگذارد. به اعتقاد من اگر روسیه این نظر را ندارد، باید به این نظر برسد که حضور فرهنگی ایران در آسیای مرکزی می تواند تعدیلی را ایجاد نماید.
 
ایراس: با توجه به آشنایی شما نسبت به مردم روسیه، چه نوع نگاه منفی و یا بازدارنده ای در بین مردم روسیه نسبت به ایران وجود دارد؟  در زمینه گردشگری تسهیلات زیادی فراهم شده است. ولی ایرانیان ، بیشتر به روسیه می روند تا اینکه روس ها به ایران بیایند.
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: من فکر می کنم که نگاه مردم روسیه به ایران مثبت است و نگاه منفی نسبت به ایران ندارند. اما در عین حال شناخت آنها از ایران کافی نیست. آنهایی که شناخت پیدا می کنند علاقمند می شوند و به صورت گردشگر به ایران می آیند. اما  مراکز توریستی و گردشگری کشور ما باید با اين موضوع فعال برخورد کنند. در بحث گردشگر ما دو قسمت داریم. یکی بحث قابل و دیگری بحث فاعل است. فاعل، توریست است که می خواهد فعل گردشگری را انجام بدهد. ولی قابل ما هستیم که باید بپذیریم. ما باید شرایط و قابلیت خودمان را فراهم کنیم. آنها هم شرایط فاعلیت خودشان را فراهم کنند. باید حلقه های اتصال ایجاد بشود. به نظر من ایجاد رفت و آمد گردشگر بین ایران و روسیه کار سختی نیست. اما  کاری است که مورد غفلت قرار گرفته است. 
 
ایراس: با توجه به اینکه شما در ارتباط با مسلمانان روسیه تخصص ویژه ای دارید، و تسهیلات ویژه ای که در زمینه گردشگری در ارتباط با روسیه، در سالهای اخیر فراهم شده است، به نظر شما تا چه میزان از این تسهیلات گردشگری در راستای دیپلماسی فرهنگی ما استفاده شده و سازمان چه اقداماتی را انجام داده و چه برنامه هایی را در این ارتباط در نظر دارد؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: یکی از کارهایی که ما می توانیم در حوزه روسیه انجام بدهیم، توریست درمانی و توریست مذهبی است. بسیاری از شیعیان ساکن در روسیه، علاقمند هستند که به ایران بیایند و به زیارت امام رضا (علیه السلام) بروند. از طرف دیگر هزینه درمان برای آنها در خیلی از کشورها گران است. اما در ایران هزینه درمان ارزان است و ما از این موضوع می توانیم استفاده کنیم. از طرف دیگر هم بحث حج است. حجی را که روس ها انجام می دهند، گاهی به صورت هوایی و گاهی هم به صورت زمینی انجام می شود. خیلی ها هستند که هزینه سفر هوایی را ندارند و یا اساساٌ علاقمند به سفر هوایی نیستند. اینها از جنوب داغستان وارد آذربایجان می شوند، از آذربایجان به ایران می آیند، بعد از طی کردن خاک ایران، به سمت عربستان حرکت می کنند. یا حتی بعضی از آنها با پروازهایی که از ایران به سمت مکه می رود، این سفر را انجام می دهند. به نظر من زمینه این کار خیلی فراهم است. منتهی در بحث توریست ما نتوانسته ایم جاذبه های کشورمان را بخوبی بشناسانیم.اگر این اتفاق بیفتد و سازمان ميراث فرهنگي وگردشگری هم تلاش مضاعفی انجام دهد، و در این راستا ما با هم ارتباط داشته باشیم. یعنی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با سازمان ميراث فرهنگي وگردشگری و وزارت امور خارجه یک هم افزایی خوبی را انجام دهند، این برنامه می تواند نتیجه بسیار بهتری داشته باشد.
 
ایراس: در روابط فرهنگی ایران و روسیه و در روابط ما با مسلمانان این کشور، مانند چچن ، داغستان ، و جاهایی که عربستان سرمایه گذاری می کند،  سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی چه اقداماتی را انجام داده است؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: در حال حاضر مسلمانان داغستان و بعضی از مناطق مسلمان نشین به ایران سفر می کنند. ولی متاسفانه این سفرها در حد انتظارات ما نیست. در ارتباط با مطرح شدن بحث ویزا ممکن است به این رفت و آمد، مقداری کمک نماید و با برداشتن ویزا رفت و آمدها توسعه یابد.
 
ایراس: صرف نظر از بحث گردشگری، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در بحث دیپلماسی فرهنگی  چه اقداماتی را انجام داده است. همانطور که می دانید تبلیغات ضد ایرانی در مناطق مسلمان نشین روسیه، نتیجه خود را داشته است. مثلا در یکی از مسائل اخیر، اکران فیلم محمد رسول الله در داغستان واکنش های منفی را در پی داشته است. چه اقداماتی را در ارتباط با نزدیکی فرهنگی با مسلمانان روسیه می توانیم انجام دهیم تا شدت واکنش های منفی آنها نسبت به ایران کم و همچنین تبلیغات ضد ایرانی عربستان در این منطقه کمتر شود؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: حيات دوباره اسلام در روسیه، عمر طولانی ندارد. در دوران کمونیستی، مسلمانان در تنگناها و شرایط سختی بودند. اما از سال ١٩٩1 به بعد، فضای بازی برای مسلمانان بوجود آمد و همه مسلمانان روسیه تلاش می کنند تا هویت اسلامی خودشان را تقویت کنند و بتوانند بر اساس هویت اسلامی خود روابطی را رقم بزنند. مسلمانان روسیه تلاش دارند با اداره کردن جامعه خودشان و آشنا کردن فرزندانشان با فرهنگ اسلامی، که مدت ها از آن دور افتاده بودند، آنها را به دامان فرهنگ اسلامی برگردانند. این شرایط، مانند شرایط فردی تشنه است که بدنبال آب است. با توجه به اشتراک مذهبی که عربستان با این مناطق دارد به دلیل اکثریت اهل تسنن ، به این مناطق وارد شد و حرکاتی را هم انجام داد. اما امروزه دولت روسیه با این مسئله خیلی جدی برخورد می کند و اجازه نمی دهد که فعالیت های تبلیغی و تبشیری از سوی عربستان در آن مناطق انجام بگیرد. چون نتیجه این فعالیت ها، درگیری های جنوب روسیه و قفقاز شمالی شد. این واقعاٌ برای عربستان مشکلات جدی بوجود آورد و به نظر من امروز کنترل شده تر رفتار مي كنند.
 
اما درباره سیاست ایران، دیپلماسی فرهنگی یک پیش نیازهایی را دارد. من جمله اینکه رفت و آمدها باید افزایش یابد. همچنین این رفت و آمدها و رفتارها باید آسان شود. بخشی از مسلمانان روسیه که به ایران آمدند، بعد از دیدن ایران و در بازگشت به کشور خودشان عمدتاٌ به ایران علاقمند شده اند و  تلاش کرده اند که این علاقه مندی را به دیگران هم منتقل كنند. ابزارهای دیپلماسی فرهنگی متعدد است و ما باید روی این ابزارها دقت نماییم. یکی از این ابزارها فیلم است. فیلم هایی که در کشور ما تولید می شوند، عمدتاٌ نگاه داخلی دارند. نگاه انسانی، بشری و فراکشوری در فیلم های ایرانی کمتر دیده می شود. فیلم هایی نیستند که مخاطب عام داشته باشد و برای درک مخاطب عام ساخته شده باشند. بخاطر دارم به یکی از کارگردان ها گفتم که کدامیک از فیلم های شما مناسب است که در رایزنی ها برای راه اندازی نمایشگاه و نمایش فیلم استفاده کنیم. ایشان صادقانه گفتند: هیچکدام، برای اینکه همه فیلم های من مصرف داخلی دارند. البته من از انصاف ایشان خوشم آمد. اما در عین حال ناراحت شدم که چرا ما در حوزه تولید فیلمهاي مناسب این کار چیزی را نداریم.
 
مثلاٌ در بحث نشر کتاب، عمده تولیدات فرهنگی ما در هر بخش، ناظر به داخل است. این فرهنگ صادرات محصولات فرهنگی و فرهنگ رعایت ذائقه مخاطب خارجی در محصولات فرهنگی ما مورد توجه قرار نگرفته است. این نقيصه قدرت دیپلماسی فرهنگی را کاهش می دهد. در صورتی که اگر ما بتوانیم  بخش هایی که محصولات فرهنگی را تولید می کنند، به اين سمت هدايت كنيم که محصولات آنها براي فهم همه باشد، این قابلیت عرضه به خارج را افزایش می دهد. مثلاٌ زمانی که من در روسیه بودم، کتابی را به یک تصویرگر ایرانی داده بودیم که تصاویری از ایران را در آن نقش کنند و آن را در روسیه منتشر کردیم و به فروش نرفت. بعد که با یک ناشر روس صحبت کردم و علت فروش نرفتن آن را پرسیدم، گفت علت، تصویرهای شما است. بچه های روس با این تصویرها ارتباط برقرار نمی کنند. در نهایت پیشنهاد داد که تصاویر ما را یک تصویرگر روس بکشد که بعد این کتاب به فروش برود. با انجام این کار، کتاب در عرض دو هفته تمام شد. به نظر من توجه به ذائقه مخاطب خارجی خیلی مهم است.  اگر ما به این مهم توجه نداشته باشیم، نمی توانیم دیپلماسی فرهنگی را تقویت کنیم. ما در روابط و تعاملات فرهنگی با دنیا باید روی مشترکات و نه افتراقات تکیه کنیم. در اشتراک فرهنگی شما نقطه اشتراک را از قبل دارید و نیازی به تلاش ندارید که به آن نقطه برسید. به همین دلیل فقط روی آنها تاکید می کنید.
 
ایراس: در آسیای مرکزی و قفقاز، با وجود اشتراکات مذهبی ، نقاط افتراقی هم داریم. ولی به نظر می رسد که در دهه های گذشته روی این موضوعی که شما فرمودید، توجه نداشتیم. با توجه به مسائل شیعیان و اختلافاتی که در این زمینه با سایر مسلمانان منطقه وجود دارد، این نوع رویکرد باعث شده ثمره آن ضد ایران باشد. حتی در رابطه با جمهوری آذربایجان که اکثریت شیعه دارد. از زمانی که شما مسئولیت این سازمان را برعهده گرفتید، تا چه میزانی روی این موضوع کار کرده اید؟
 
دکتر ابراهیمی ترکمان: به عنوان نمونه  ما در ارتباط با آذربایجان تلاش کردیم که روابط رسمی فرهنگی خودمان را تقویت نماییم. من با آقای مبارز قربانلی رئیس امور و کمیته دینی آذربایجان دیدار داشتم و ایشان دو بار به دعوت بنده به ایران سفر کردند و بنده هم دو بار به آذربایجان سفر کردم. اخیراٌ قائم مقام وزیر فرهنگ آذربایجان به ایران آمدند. ما این ارتباطات را توسعه و گسترش دادیم برای اینکه روابط فرهنگی در حوزه رسمی توسعه پیدا کند. این توسعه روابط در حوزه رسمی مورد علاقه دو کشور است. هر دو کشور می دانند که در این حوزه ها به یکدیگر نیازمند هستند و تعامل در حوزه های فرهنگی به سود دو کشور است. مشفق کاظمی یکی از نویسندگان رمان نویس ایرانی است. رمانی را به نام تهران مخوف نوشته است که روس ها این را ترجمه کرده اند و در خانه خیلی از اهالی شوروی سابق که می روید، این رمان وجود دارد. در آذربایجان یکی از ایران شناسان درباره کتاب تهران مخوف، کتابی به نام قورخصوص تهران نوشته است. یعنی تهرانی که ترس در آن وجود ندارد و تهرانی بدون وحشت است. یک ایران شناس با علاقه ای که به ایران داشته کتابی را به نام گولخصوص تهران نوشته است. اما یک ایرانی کتابی بنام تهران مخوف نوشته است. البته من فقط روی عنوان بحث می کنم.و روی رمان بحث نمی کنم. عرض من این است که بالاخره علاقمندی و نیاز وجود دارد. کتاب مرصاد العباد را اینها در سالیان گذشته به زبان آذری ترجمه کرده اند. مرحوم علییف ، که یکی از ایران شناسان بوده، در حدود پنجاه سال پیش سعدی را به زبان آذری ترجمه کرده است.  بسیاری از ادبیات کلاسیک ما به زبان آذری ترجمه شده است.  اینها نیازی را برای این کار احساس کرده اند. اگر الان بخواهند اشعار نظامی را بفهمند، باید با زبان فارسی آشنا باشند. اگر زبان فارسی را ندانند، اشعار نظامی را متوجه نخواهند شد.
 
به این علت من معتقد هستم که فرهنگ ایرانی به خودی خود دارای غنا و ثروتی است که کشورهای همسایه ما بویژه آسیای مرکزی و قفقاز احساس می کنند که به این فرهنگ نیاز دارند. در واقع برای ارتباط با گذشته خودشان نیازمند به این فرهنگ هستند. ما باید تلاش کنیم که روابط  آکادمیک و بین دانشمندان مان را با یکدیگر افزایش بدهیم. در سفر اخیری که قائم مقام وزیر فرهنگ آذربایجان به تهران داشت، من پیشنهاد دادم که یک بخش فرهنگی کشورهای حاشیه خزر ایجاد نماییم تا با یکدیگر در تعامل باشیم. در این تعامل ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان باشند.این پنج کشور ساحلی می توانند با یکدیگر بخش های مشترک فرهنگی داشته باشند. اساساٌ وقتی  فرهنگ در هر کجا تقویت شود، موجب تسهیل تعاملات سیاسی خواهد شد.


مصاحبه کننده: عفیفه عابدی 


کد مطلب: 3177