نقش روسيه در سوريه افزايش و نقش ايران در اين كشور كاهش خواهد يافت

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۰۰:۵۳
Share/Save/Bookmark
 
ولادمیر یوسی اف: می دانیم همکاری بین ایران و روسیه در خصوص سوریه پویا و چالش برانگیزاست. کاملا مشخص است که نقش روسیه در سوریه افزایش خواهد یافت ولی نقش ایران دراین کشور افزایشی نخواهد داشت ... نکته دیگری که در خصوص سوریه وجود دارد این است که به عرصه سوریه بازیگری به نام چین وارد خواهد شد ... در سوریه دو فرآیند، جنگ و صلح همزمان در حال وقوع است. این کاملا مشهود است که برای ثمربخش بودن فرآیند صلح، همکاری ایران و روسیه به خودی خود کافی نیست ...
 
ولادمیر یوسی اف (رئیس بخش همگرایی اوراسیا وگسترش سازمان همکاری های شانگهای در موسسه مطالعات کشورهای مستقل مشترک‌المنافع و رئیس مرکز تحقیقات اجتماعی- سیاسی روسیه)؛ در گفتگو با ایراس:
 
ایراس: همکاری ایران و روسیه در سوریه چگونه می‌تواند در خاورمیانه پس از بحران تداوم پیدا کند؟
 
همان گونه که می دانید همکاری بین ایران و روسیه در خصوص سوریه پویا و چالش برانگیزاست. کاملا مشخص است که نقش روسیه در سوریه افزایش خواهد یافت ولی نقش ایران دراین کشور افزایشی نخواهد داشت. در حال حاضر ایران 7 هزار نیرو در سوریه دارد. من به عنوان یک کارشناس فکرمی کنم چرخشی در وضعیت بوجود خواهد آمد و در آینده بیشتر از 700 نیروی ایرانی در سوریه باقی نخواهد ماند. عوامل متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد برای ایران دشوارخواهد بود که از نظامیان خود در خاک سوریه محافظت کند.اول اینکه ایران مرز مشترک با سوریه ندارد. دومین دلیل این است که پل هوایی مطمئنی برای پوشش نیروها بین ایران و سوریه وجود ندارد و نکته سوم تامین اسلحه برای نیروهای ایرانی در سوریه است که کار مشکلی است. به عبارتی مشکل اصلی حمایت از سربازان و نظامیانی است که در خاک سوریه وجود دارند. روسیه به واسطه دریا از نظامیانش حمایت کرده و بدین وسیله تدارکات ارتش را تامین می‌کند. بنابراین در این حوزه مشکل خاصی ندارد. اگر شرایطی که درعراق وجود دارد، وجود نمی داشت ایران می‌توانست نیروی بیشتری را صرف سوریه کند. در حال حاضر کاملا مشخص است که ایران نمی‌تواند به طور همزمان و بطور مساوی به عراق و سوریه کمک کند.
 
نکته دیگری که در خصوص سوریه وجود دارد این است که به عرصه سوریه بازیگری به نام چین وارد می‌شود. همان گونه که می‌دانید تا سال 2011 چین در سوریه سرمایه گذاری زیادی کرد و تا قبل از بحران، بخش نفت و گاز سوریه تحت کنترل چین بود. به همین خاطر چین علاقه مند است به وضعیت سابق بازگشته و کنترل بخش نفت و گاز سوریه را در دست گیرد. به عبارت دیگر در شرایط کنونی کشور چین منتظر و آماده ورود به بازار سوریه است. در اینجا مشکلی که برای ایران به وجود می‌آید با روسیه نیست بلکه با چین است. چون این کشور سعی می کند نقش اقتصادی ایران در سوریه را کمرنگ کند. ایران و روسیه مشکل اقتصادی در حوزه سوریه با یکدیگر ندارند زیرا که روابط روسیه و سوریه در حوزه‌های نظامی- سیاسی می‌باشد. اما تا این اواخر سوریه با ایران روابط اقتصادی خوبی داشته است. بنابراین ورود بازیگر جدیدی تحت عنوان چین که می‌خواهد در حوزه اقتصادی ایران را به عقب براند حائز اهمیت است. نکته سوم در خصوص آماده سازی ارتش ملی سوریه است که روسیه با جدیت و به طور گسترده پیگیر آن می‌باشد. در صورتی که ایران همزمان درحوزه‌های مختلف از جمله شیعیان عراق، مردمان هزاره افغانستان و حتی حزب الله لبنان فعالیت دارد. از طرف دیگر نقش روسیه به عنوان دولت قدرتمندی که با آمریکا بر سر بحران سوریه و برای ثبات منطقه رایزنی می کند به طور قابل ملاحظه ای از ایران بیشتر خواهد بود. با این وجود باید بگویم روسیه علاقه مند به داشتن دیالوگ با ایران است. روسیه به هیچ عنوان حاضر نیست در حوزه سوریه ایران را با کشور دیگری جایگزین کند. شما باید درک کنید نقش روسیه در سوریه پر رنگ‌تراز ایران است.
 
در اینجا چند موضوع به وجود می آید که لازم است ما با ایران در مورد این موضوعات به توافق برسیم. موضوع اول در خصوص فدرالیزه کردن سوریه می‌باشد. همانطور که می دانید نقطه نظری از سمت کشور اسرائیل وجود دارد. موشه یلعون که قبلا وزیر دفاع اسرائیل بود بارها علاقمندی خود را به تجزیه سوریه ابراز کرده است. این البته نظر آنها است و چیزی است که آنها دوست دارند اتفاق بیفتد. من فکر می‌کنم که ما می‌توانیم از تجزیه سوریه جلوگیری کرده و آن را به صورت دولتی واحد حفظ کنیم. به نظرمی‌رسد یک سری امتیازات باید داده شود. این امتیازاتی که داده خواهد شد طبیعتا متفاوت خواهد بود. در حال حاضر سه منطقه کردنشین حسکه، رقه و حلب در سوریه
نقش روسیه در سوریه افزایش و نقش ایران در این کشور کاهش خواهد یافت.
وجود دارد که حسکه بزرگترین بخش می‌باشد. برای من کاملا مشخص است که ما نمی توانیم به کردهای سوریه حقوق کمتر از آن چیزی که در حال حاضر بدان دست یافته اند بدهیم.

در سوریه مناطقی وجود دارند که توسط قبایل خاصی کنترل می شود. به عنوان نمونه بادیه نشینان، قبایل عرب و ... . زمانی که رادیکال‌ها به سوریه آمدند به آنها خودمختاری زیادی اعطا کردند و به همین خاطرنیروهای داعش به سرعت توانستند مناطق زیادی را تصرف کنند. اشغال سوریه به دست داعش غیر منصفانه و به طور توافقی انجام شد. به نظر من، داعش به عنوان یک گروه تروریستی سازمان یافته در سوریه تا پایان سال جاری میلادی منحل خواهد شد. در حال حاضر برگشت به وضعیتی که پیش ازهجوم داعش در سوریه بوده، جوابگو نخواهد بود. به عبارتی باید حقوقی به قبایل محلی اعطا گردد که بیشتر از حقوقی باشد که داعش به آنها داده است. صحبت در اینجا فقط در مورد کردهای سوریه نیست زیرا اگر مشکل فقط بر سر کردهای سوریه بود وضعیت اینقدر پیچیده نمی شد. باید حقوقی را برای دیگر مناطق و اقلیت های سوری قائل شد تا از فشاری که بر ارتش سوریه وارد می‌شود کاسته شود. کاملا مشخص است که ارتش سوریه توانایی غلبه کردن برهمه گروه ها را ندارد.
 
صراحتا عرض کنم مشکل بزرگی که در سوریه وجود دارد این است که در حال حاضر سوری ها علاقه ای به جنگیدن ندارند. گروهی که اخیرا به عنوان مذاکره کننده از طرف اپوزیسیون به ژنو آمده بودند هیچ علاقه ای به مذاکره نداشتند و فقط به قصد مختل کردن مذاکره آمده بودند. جهت شروع فرآیند صلح دو نکته را می‌بایست مد نظر قرار داد. نکته اول این است که ارتش سوریه می‌بایست اعتماد به نفس لازم را به دست آورد. در حال حاضر ما چنین وضعیتی را در ارتش سوریه نمی بینیم اما به تدریج این اتقاق رخ می‌دهد.خوشبختانه در استان حمص سوری ها مانند روسها می‌جنگند.تفاوت جنگ سوری ها با روس ها در این است که سوری ها شبه نظامیان دشمن را متفرق می‌کنند ولی ما روس‌ها همان گونه که در دانباس (استانی در شرق اکراین) جنگیدیم، میدان عملیات را محاصره کرده و سپس نابود می‌کنیم. در این اواخر استان حمص چندین بار بین گروه های مختلف دست به دست شده است. هم ما و هم سوری ها در بخش هایی از حمص حضور داشتیم. در شرایط حاضر لازم است سطح کیفی ارتش سوریه را بالا ببریم. این امر نیازمند سازماندهی و در اختیار دادن ادوات و تجهیزات کافی است. امیدوارم که تا تابستان چنین اتفاقاتی رخ دهد.
 
نکته دیگری که وجود دارد این است که در حال حاضر امکان شروع فرایند صلح به طور کامل وجود ندارد. زیرا شرایط را باید در میز مذاکره و با حضور تمام اقلیت‌ها و مخالفان بررسی کرد. من پیش بینی می‌کنم که طی چند ماه آینده وضعیت تغییر کرده و گروه های مختلف حاضر به مذاکره شوند زیرا به عنوان مثال بدون کردهای سوریه مذاکره معنی ندارد. به نظر من جابجایی گروه ها در میز مذاکرات تا تابستان سال جاری به درازا می‌کشد .اگر دقت کنیم می‌بینیم در حال حاضر فقط درباره ده درصد سرزمین سوریه یعنی بخش هایی از دمشق و درعا مذاکره می‌شود. در صورتی که این صحیح نیست. مذاکره ای ثمربخش خواهد بود که در مورد تمام خاک سوریه باشد.

در حال حاضر بحث بر سر ورود نیروهای نظامی آمریکا مطرح نیست. به خاطر اینکه بزرگترین مشکلی که آمریکا برای ارسال نیروی نظامی دارد پشتیبانی هوایی است. دولت‌هایی مثل عربستان، ترکیه و امارات قابلیت پشتیبانی هوایی را ندارند. اگر نیروی هوایی آمریکا وارد بشود وضعیت پیچیده تر خواهد شد. بنا بر مطالب ذکر شده امکان ورود نیروی نظامی خارجی به سوریه منتفی خواهد بود. اگر توافقی بین گروه های مختلف در سوریه رخ دهد امکان تهاجم نظامی به سوریه از بین می‌رود. البته این مطلب شامل حملات توپخانه  ای به سوریه نمی شود. موضوع جالبی وجود دارد که باید به اروپایی‌ها گوشزد کرد. زیرا برای اروپا هیچ فرقی نمی کند که چه تعداد ایرانی یا سوری یا روس  در سوریه بمیرند. اما به طور قطع برای اروپا مهم خواهد بود که چه تعداد تروریست به خاکش وارد شود. در استان ادلب تقریبا 20 هزار شبه نظامی از جبهه النصره وجود دارد و همینطور بر تعداد تروریست ها افزوده می شود و باید توجه داشته باشیم که این ها همراه با خانواده هایشان هستند. مهاجران سوری از طریق دو مسیر وارد اروپا می‌شوند اول از طریق ترکیه است اما مسیر
ایران نمی تواند به طور همزمان و مساوی به عراق و سوریه کمک کند.
دوم از طریق لیبی است و لیبی خیلی نزدیک به ایتالیا است که کشور مناسبی است اما مسیر خطرناکی دارد. با توجه به رفتارهایی که دولت اردوغان با مهاجران دارد در آینده ای نزدیک هزار تروریست به خاک اروپا وارد خواهند شد. در این رابطه باید با اروپا به طور شفاف بحث و گفتگو کرد و آنها را متوجه این نکته نمود که شما در حال حاضر هزار تروریست را با دست خود به خاک خودتان می‌کشانید. پس لطفا دخالت در امور سوریه، عراق و کشورهای دیگر منطقه را کنار بگذارید. در هر صورت اروپا نباید منتظر اتفاق خوشایندی باشد. اروپا مشکل بزرگی را پیش رو دارد.
 
ایراسآیا ایران و روسیه می‌توانند در دوره پس از بحران نیز در شکل دهی به نظم جدید منطقه ای همکاری داشته باشند؟
 
من فکرمی‌کنم که ما از هم اکنون باید به گزینه های دیگری فکر کنیم. اینکه چگونه یک مدل امنیتی جدید را تنظیم کنیم. اگر چند سال قبل بود پیشنهاد می کردم ایران، ترکیه و روسیه مدل امنیتی مشترکی را برای خود تعریف کنند. اما از یک سال و نیم پیش نظر خود را تغییر دادم چون به این نتیجه رسیدم که در این مثلث ضلع ترکیه خیلی نمی‌تواند پر رنگ باشد. مشهود است که اگر ترکیه را وارد این مدل کنیم، مشکل پیش خواهد آمد. زیرا در حال حاضر از سمت ترکیه کارشکنی های جدی، مشاهده می‌کنیم. یکی از اهدافی که سیاست خارجی امریکا دارد، این است که اردوغان را سرنگون کند.

امریکا فکر می‌کند که احمد داوود اغلو بهتر از اردوغان عمل می‌کند چون او بیشتر طرفدار امریکا است. اما من به آمریکایی‌ها می‌گویم که اردوغان نیز در ابتدا امریکایی بود. دقیقا همان وضعیتی که در حال حاضر برای داوود اغلو وجود دارد. اگر امریکا داوود اغلو را به دست آورد، در ابتدا سیاست‌های امریکا را در پیش خواهد گرفت اما با گذشت زمان رویه او تغییر خواهد کرد و رفتاری مانند اردوغان خواهد داشت. طبق اطلاعاتی که ما داریم امریکا از طریق جنبشی به نام فتح الله گولن سعی در تاثیرگذاری بر کردهای ترکیه و ناپایدار کردن حکومت مرکزی دارند. در چنین شرایطی اگر اردوغان سیاستمدار حرفه ای باشد روش سازش با روسیه را در پیش می‌گیرد. اگر چه سیاست آمریکا در مورد حذف اردوغان هم برای روسیه و هم برای ایران خوب است اما باعث افزایش نا امنی در منطقه می‌شود.
 
ایران و روسیه باید تعریف مشترکی از سیاست امنیتی منطقه ارائه دهند. در مورد اینکه چه کسانی باید حضور داشته باشند. زیرا بازیگران زیادی در منطقه وجود دارند که برقراری ارتباط با آنها کار سختی است. هرچند که دلمان نمی خواهد اما مجبورهستیم بعضی  کشورها را وارد کنیم. مثلا کشور ترکیه و ناگفته نماند، بدون حضورعربستان هم نمی شود. باید فکر کنیم که با این کشورها چگونه باید ارتباط برقرار کنیم. سپس می‌توانیم وضعیت را متوازن کنیم. به نظر من مصر هم بازیگری است که در تعادل وضعیت منطقه کمک می کند. زیرا رابطه مصر و روسیه، پوتین و رئیس جمهور سیسی رابطه خوبی است. زمانی که کشورهای عربی منطقه، تهاجم خود را به سوریه آغاز کردند. مصر اعلام کرد که باید این مساله از طریق شورای امنیت پیگیری شود. در واقع معنای این کار این بود که مصر وارد این تهاجم نخواهد شد. بنابراین در این معادله مصر را می‌توانیم به عنوان یک وزنه تعادل در نظر بگیریم. با وجود اینکه روسیه با اسرائیل رابطه نسبتا خوبی دارد مطمئن هستم که اسرائیل نباید در این معادله حضور داشته باشد. البته فکر می کنم پاکستان اگرچه تقریبا خارج از منطقه است، نقش کمرنگی می‌تواند ایفا کند. به طور کلی مجموعه ای باید تشکیل داد که در آن روسیه، ایران، ترکیه، عربستان و مصر حضور داشته باشند. این 5 کشور بازیگرانی هستند که به نحوی بین خود می‌توانند به توافق برسند. البته تا پایدار شدن وضعیت در سوریه باید دست نگه داشت. درعراق هم وضعیت به همین طریق خواهد بود. تمام این مطالب بستگی به شرایط عراق و سوریه خواهد داشت و پس از برقرار شدن دولت ثابت در این کشورها این تعاریف معنی خواهد داشت. امارات متحده عربی را به علت اینکه کشور کوچکی است نمی توانیم وارد کنیم. در این سیستم روسیه به عنوان عنصر قدرت حضور خواهد داشت.
 
نکته مهم این است که روسیه هیچ وقت در غیاب ایران با کسی به توافق نمی رسد. روسیه بسیار مایل است که روابط خوب و صلح آمیزی با ایران داشته باشد. روسیه با حضور نظامی خودش در سوریه
چین به سوریه بازخواهد گشت و چالش اقتصادی جدیدی برای ایران در سوریه ایجاد خواهد شد.
باعث ارتقای موقعیت ایران شد.
باید بدانیم وضعیت کشورها تغییر می‌کند. این تصور که ایران دامنه نفود خود را به طور گسترده ای افزایش خواهد داد، اشتباه است. در پاره ای از موارد این نفوذ افزایش پیدا خواهد کرد و در موارد دیگر افزایش پیدا نخواهد کرد. کاملا آشکار است که نقش ایران در سوریه بیش از این افزایش نخواهد یافت. یک سری بحث‌ها و تفسیرهایی مربوط به رابطه ایران و حزب الله می‌باشد. روسیه تمایل ندارد جهت‌گیری ها در سوریه مخالف اسرائیل باشد.

برگردیم به همان مدل امنیتی که عرض کرده بودم. جهت تشکیل این سیستم امنیتی بین بازیگران منطقه باید توافق صورت پذیرد. البته بعد از اینکه یک سری قواعد بازی تعریف شد در خصوص اینکه چه کاری را می‌توانیم و چه کاری را نمی توانیم انجام دهیم. ایران هم می‌تواند اینجا نقش ایفا کند. به طور کلی سیستم‌های امنیتی نباید بسته باشند. به عنوان مثال، عربستان سعودی مسایل امنیتی خاص خود را در شبه جزیره خودش دارد. اگر ما قرار است این کشورها را دعوت به ایجاد یک مدل امنیتی مشترک نماییم، نباید سیستم امنیتی آنها مورد تعرض قرار گیرد. ناگفته نماند روسیه نیز از این قاعده مستثنی نیست و به سیستم‌های امنیتی روسیه نیز نباید لطمه وارد شود. ترکیه جز ناتو است. ما علاقه ای به ناتو نداریم اما خود ترکیه برای ما مهم است. بنابراین اصل اساسی برای تشکیل اینچنین سیستم امنیتی حفظ اجزا آن یعنی حفظ بلوک‌های جداگانه آن می‌باشد. اگر ما بیاییم به صورت غیر بلوکی عمل کنیم مشکلات زیادی پیش راه ما قرار خواهد داشت به عنوان مثال پای امریکا به میان خواهد آمد.
 
نکته دیگری که باید مد نظر قرار دهیم این است که ما مخالف جنگ جهانی هستیم. منظور از جنگ جهانی، جنگ در مقیاس بزرگ در منطقه خاورمیانه می‌باشد. من فکر می‌کنم که آمریکا همیشه تاثیر منفی در منطقه می‌گذارد البته این یک نقطه شخصی است. حدس من این است که با گذشت زمان آمریکا از منطقه خارج خواهد شد. خارج شدن آمریکا از منطقه باعث به وجود آمدن نوعی خلاء خواهد شد. به عبارتی خلاء قدرت در منطقه ایجاد خواهد شد. در اینجا اهمیت همکاری‌های ایران و روسیه مشخص می گردد. همکاری ایران و روسیه باید به گونه‌ای باشد که از تاثیرگذاری امریکا بر منطقه بکاهد. پیشنهاد من این است که روسیه و ایران باید تلاش کنند تا این خلاء را پر کنند. من فکر می‌کنم که این ایده بسیار خوبی است. اما نکته ای که وجود دارد نحوه اجرایی شدن آن است.
 
ایراس: به نظر می‌رسد روسیه در فرآیند مدیریت سیاسی بحران سوریه تمرکز خود را بر تعامل با امریکا و تا حدودی عربستان گذاشته است. با توجه به اینکه ترکیه یکی از بازیگران تاثیر گذار در نظم منطقه‌ای در خاورمیانه است تصور می‌کنید می‌توان بدون تعامل با ترکیه بحران در سوریه را مدیریت کرد؟
 
همان گونه که می‌دانید در سوریه دو فرآیند، جنگ و صلح همزمان در حال وقوع است. این کاملا مشهود است که برای ثمربخش بودن فرآیند صلح، همکاری ایران و روسیه به خودی خود کافی نیست و می‌بایست آمریکا و عربستان سعودی نیز جذب شوند. روندی که قابل مشاهده است این است که تاثیرگذاری عربستان سعودی بر سوریه به تدریج کاهش خواهد یافت. یعنی بتدریج مواضع عربستان سعودی در سوریه کم می‌شود. بدین ترتیب مخالفان دولت سوریه هم ضعیف و ضعیف‌تر می‌شوند. در حال حاضر رسانه‌های عربستان سعودی نسبت به روسیه نگاه بسیار منفی دارند و جنگ اطلاعاتی علیه روسیه در رسانه های عربستان سعودی در جریان است. این امر از حل و فصل بحران جلوگیری می‌کند. حضور آمریکا متاسفانه در اینجا لازم است.

اگر بخواهیم بی پرده و روشن صحبت کنیم باید بگوییم که برای آمریکا، عراق بسیار مهمتر از سوریه است. از این نقطه نظر نقش روسیه در سوریه افزایش خواهد یافت. ما اکنون مذاکراتی با امریکا داریم و با توجه به اینکه وضعیت پیچیده است می‌خواهیم شانس بیشتری به ارتش سوریه برای پیروزی بدهیم. اما این بدان معنی نیست که دست امریکا را باز بگذاریم و اجازه دهیم که هر کاری که  بخواهد، انجام دهد. برای امریکا و شخص اوباما که دوست دارد نامش در تاریخ ماندگار شود خیلی مهم است که در زمان تصدی ریاست جمهوری او بر داعش پیروز شوند. این فرصت مناسبی برای ما است. از طرف دیگر امریکا علاقه ای برای جنگیدن با جبهه النصره ندارد. در حال حاضر ما با امریکا همکاری می‌کنیم نه به دلیل اینکه قصد داریم بر ضد ایران
روسیه و ایران می توانند از سوریه به عنوان یک دولت واحد حمایت کنند اما ما نمی توانیم به کردهای سوریه، حقوقی کمتر از آن چه که در حال حاضر بدان دست یافته اند، بدهیم.
کاری انجام بدهیم. ما در واقع با امریکا با هدف تثبیت موقعیت بشار اسد در داخل کشور سوریه همکاری می‌کنیم. برای امریکا حمایت از کردهای سوریه خیلی مهم است. باید ببینیم در مرحله بعد چه اتفاقی رخ می‌دهد. پس با توجه به اینکه روسیه و ایران در سوریه مواضع یکسانی دارند و با توجه به اینکه در حوزه اقتصادی تاثیر ایران بر سوریه بیشتر از تاثیر اقتصادی روسیه بر سوریه می‌باشد، در حوزه سیاسی بهتر است مواضع ایران به روسیه نزدیکتر باشد. در واقع در این حوزه باید روسیه ابتکار عمل را به دست گیرد. چون روسیه می‌تواند با کشورهای ترکیه، عربستان، سوریه و یا با امریکا به توافق برسد. ما باید خود را برای سوریه-ای دیگر در آینده آماده کنیم. طبق نظر من سوریه به یک کشور فدرالیسم تبدیل می‌شود.
 
ایراس: همکاری‌های ایران و روسیه در بعد نظامی با توجه به ملاحظات روسیه تا چه اندازه می‌تواند ابعاد استراتژیک پیدا کند؟
 
متاسفانه حوزه همکاری اقتصادی بین ایران و روسیه ضعیف است. حجم مبادلات ایران و روسیه یک و نیم میلیارد دلار است که بسیار ناچیز می باشد. این در حالی است که حجم مبادلات ما با جمهوری آذربایجان سه میلیارد دلار است. ایران و چین 50 میلیارد دلار مبادلات تجاری با یکدیگر دارند. در سال جاری این قابلیت وجود دارد که حجم مبادلات تا 5 میلیارد دلار افزایش پیدا کند. همانطور که می‌دانید همکاری اقتصادی بین دو کشور باید وجود داشته باشد. اما مهمتر از آن برای ما در حوزه سیاسی- نظامی است و آن چیزی که در این حوزه مهم است در نظر گرفتن سیستم امنیت منطقه است. باید ایده ای را شکل بدهیم؛ البته اجرایی کردن آن سخت است، اما باعث می‌شود خودمان را به سطح همکاری های استراتژیک نزدیک کنیم.

روسیه علاقه مند است از حوزه همکاری‌های فنی با ایران گذشته و وارد حوزه همکاری های نظامی شود که این کار ساده ای نیست و یک سری مشکلات خاص در اینجا وجود دارد. من کاملا درک می‌کنم، ایران نه تنها می‌خواهد اسلحه های جدید را خریداری کند بلکه علاقه مند به داشتن فناوری تولید آنها نیز هست. اینجا صحبت بر سر انتقال فناوری است. همانگونه که می‌دانید انتقال فناوری کار دشوار و حساسی است و دقیقا باید بدانیم که بحث بر سر چه نوع فناوری است. من به عنوان یک کارشناس نظامی ظرفیت ارتش ایران را بسیار بالا می بینم و مشخصه ها و مولفه های گوناگون ارتش ایران را خوب می شناسم. می‌توانم بگویم ارتش ایران بسیاری از سلاح‌های مدرن را در اختیار دارد.
 
مسئله دیگر این است که ارتش ایران به آموزش های حرفه ای نیازدارد. به عنوان نمونه خلبان های ایرانی نیازمند آموزش  هستند. ایران در صنعت هوایی ضعیف است. پس از مرحله آموزش احساس می کنم صنعت هوایی ایران باید وارد فاز جدیدی شود. از طرف دیگر ایران مشکلات عدیده ای در حوزه پدافند ضد هوایی دارد. بحث اینجا بر سر فروش تجهیزات نظامی نیست بلکه آموزش کارکنان و سرویس دهی نیز بسیار مهم است. ایران به مراکز کاملا پیشرفته جهت آموزش روش‌های مدرن جنگ نیازمند است. برای درک بهتر باید بگویم که روسیه اکنون به سطحی رسیده است که می‌تواند جنگ های رباتیک داشته باشد. مانند پهبادها که می‌توانند از راه دور کنترل و شلیک نمایند. ایران در حال حاضر هنوز به این سطح نرسیده است. من فکر میکنم با کار مداوم 10 سال زمان نیاز دارد که ارتش ایران به چنین سطحی برسد. نکته دیگر این است که ما نمی توانیم تمام فناوری هایی را که به ایران می‌دهیم، کنترل کنیم. ما باید مطمئن شویم که این تکنولوژی ها فقط در ایران می ماند و جای دیگری نمی‌رود. به عنوان مثال کشور هند را نام می‌برم. روسیه و هند کارخانه مشترکی تحت عنوان برانز تاسیس کردند که برای ساخت موشک های کروز است. پیشنهادی که می‌شود اینجا ارائه داد ساخت کارخانه ای شبیه به این کارخانه بین روسیه و ایران است. در اینجا باید به این موضوع فکر شود که این امر چطور محقق شود که برای هر دو طرف سودآوری داشته باشد. در پروژه برانز تا حدی انتقال فناوری وجود دارد. به این صورت می‌شود مسائل حساسیت برانگیز را حل کرد.
 
ایراس: آیا روسیه حاضر است سلاح‌های استراتژیک در اختیار ایران قرار دهد؟
 
در حوزه سلاح استراتژیک باید عرض کنم که بین ایران و روسیه مفهوم مشترکی در خصوص سلاح استراتژیک وجود ندارد. تعریف سلاح های استراتژیک در نزد ایرانیان سلاح هایی است که دارای برد طولانی‌تری در عرصه‌های زمینی، هوایی و دریایی می‌باشند. این در حالی است که در روسیه مفهوم سلاح استراتژیک به سلاح‌های اتمی اطلاق می‌شود. از این نقطه نظر سلاح استراتژیک به موشک‌های بالستیک گفته می‌شود. همانگونه که می‌دانید از طرف مجامع بین المللی کنترل سختی بر روی این نوع از سلاح‌ها وجود دارد. این نکته بدان معنا نیست که ایران
روسیه تمایل دارد جهت گیری ها در سوریه علیه اسرائیل نباشد.
و روسیه در حوزه فضایی با یکدیگر همکاری نداشته باشند.

من به دقت برنامه های توسعه فضایی ایران را پیگیری می کنم. به عنوان یک کارشناس می‌توانم بگویم موشک سفیر کمی قدیمی است و سیمرغ تا آنجا که اطلاع دارم، پرتاب نشده است. سفیر موشکی است که می‌تواندحامل میکروماهواره با وزن حداکثری 100 کیلوگرم باشد. حداقل وزن ماهواره های موثر باید 800 کیلوگرم باشد. تا آنجا که اطلاع دارم کره شمالی موفق به ساخت ماهواره بر با توان 200 کیلوگرم شده است. برای اینکه در صنایع فضایی بتوانید پیشرفت نمایید باید ماهواره بر قوی تری داشته باشید که بتواند حداقل محموله هایی تا 800 کیلوگرم را حمل کند. نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که با استفاده از فناوری فضایی می‌توان فناوری موشک های دفاعی را نیز بهبود بخشید. فناوری فضایی به شما امکان در اختیار داشتن موشک سه مرحله ای را می‌دهد. این در حالی است که سفیر دو مرحله ای است. این اصل برای راکت های جنگی نیز مورد استفاده قرار می گیرد. روسیه نمی تواند به ایران فناوری موشک‌های بالستیک را بدهد اما در حوزه فضایی می‌توانیم با یکدیگر همکاری داشته باشیم. به عبارتی باید در حوزه هایی همکاری داشته باشیم که حساسیت برانگیز نباشد و نقاط مشترک بیشتری در آن حوزه داشته باشیم.
 
ایراسآیا روسیه می‌تواند در برابر فشارهای اسرائیل و امریکا مقاومت کند؟
 
همانطور که در جریان هستید اسرائیل مخالف واگذاری اس -300 به ایران بود. هرچند روسیه تعهدات خود را انجام داد و در حال واگذاری این سلاح به ایران است. با اینکه روسیه نظر اسرائیل را در این مورد شنید اما خود را ملزم به انجام آن نکرد. از طرف دیگر اسرائیل کاملا مخالف انتقال سلاح به حزب الله لبنان است. این حوزه ای است که روسیه نمی تواند با ایران همکاری کند. در حال حاضر اسرائیل حملات هوایی به داخل سوریه ندارد اما از راه دور شلیک های پراکنده ای به داخل خاک سوریه داشته است. روسیه تلاش می‌کند که این مساله را پیگیری کند و از دخالت نظامی اسرائیل در سوریه بکاهد. ما باید درک کنیم که اسرائیل در رابطه ایران و روسیه خیلی نمی تواند تاثیرگذار باشد. اسرائیل به خودی خود برای روسیه مهم نیست. چون دولت بزرگی نیست هرچند فناوری های جدید و پیشرفته ای دارد. اهمیت اسرائیل برای روسیه بیشتر از آن جهت است که تعداد زیادی شهروند روسیه در اسرائیل زندگی می‌کنند. از جهتی دیگر اهمیت اسرائیل برای روسیه مثل امریکا برای روسیه می‌باشد. ما می‌دانیم که امریکا در هیچ حوزه ای بخصوص در بحث سوریه نمی‌خواهد با ما به توافق برسد. در حال حاضر رابطه ایران و روسیه وابسته به رابطه ایران و امریکا و رابطه روسیه و امریکا است. ما باید این رابطه را به گونه ای دیگر تنظیم کنیم که نقش آمریکا کمرنگ تر شود.

کاملا مشخص است که ایران محدودیت های خاص خود را در خصوص امریکا دارد. ما نباید این امر را زیاد جدی بگیریم. ما باید امریکا را که بازیگری خارج منطقه ای در روابط ماست، حذف نماییم زیرا به رابطه ما ضربه می‌زند. این همان چیزی است که برای ایجاد رابطه راهبردی بین دو کشور ایران و روسیه بدان نیاز داریم. زمانی که حضور امریکا پر رنگ باشد تلاش می‌کند سطح رابطه ما را تعیین کند و در این صورت رابطه ما هیچ وقت نمی تواند به سطح راهبردی ارتقاع پیدا کند. باید در نظر داشت که امریکا از طریق اروپا هم می‌توانند بر رابطه ایران و روسیه تاثیرگذار باشند چون امریکا تاثیرگذاری زیادی در اروپا دارد. کاهش تاثیرگذاری امریکا در منطقه کمی مشکل، زمان بر و نیازمند برنامه  ‌ریزی می‌باشد. به نظر من همکاری بین روسیه و ایران در حوزه سوریه تاثیرگذاری امریکا بر رابطه ما را کمتر می‌کند. برای امریکا پارامترهایی مهم است. اوباما گفت: من هیچ وقت با دومین ارتش جهان نخواهم جنگید. این نکته مهمی است. مطلبی که در اینجا می‌توان دریافت کرد این است که امریکا با روسیه در سوریه نخواهد جنگید. امریکا با روسیه در ترکیه نخواهد جنگید. امریکا با روسیه در حوزه بالتیک یا اکراین و مناطق دیگر نخواهد جنگید. چون بدون حضور نظامی امریکا همه این کشورها صفر هستند. در حال حاضر تاثیر امریکا بر روسیه ضعیف است. همین امر باعث می‌شود که ما بتوانیم رابطه متقابل خوبی با یکدیگر داشته باشیم.
 
---------
مصاحبه کننده: سارا سلیمانی

 
 
 
 
کد مطلب: 1200