گزارش (رویداد) ایراس

«مناسبات فرهنگی، دینی و تاریخی میان ایران و روسیه»

نشست تخصصی
تاریخ انتشار : جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۵۷
Share/Save/Bookmark
 
موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) روز شنبه، 31 شهریور 1397، نشستی تخصصی با هماهنگی جامعه المصطفی با عنوان «مناسبات فرهنگی، دینی و تاریخی میان ایران و روسیه» با حضور اعضای محترم شورای علمی موسسه مطالعات ایراس، کارشناسان ارشد مسائل منطقه و پژوهشگرانی از کشور روسیه برگزار کرد.
 

موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) روز شنبه، 31 شهریور 1397، نشستی تخصصی با هماهنگی جامعه المصطفی با عنوان «مناسبات فرهنگی، دینی و تاریخی میان ایران و روسیه» با حضور اعضای محترم شورای علمی موسسه مطالعات ایراس، کارشناسان ارشد مسائل منطقه و پژوهشگرانی از کشور روسیه برگزار کرد. در این نشست که با مدیریت جناب آقای سید حسین طباطبایی، رئیس اداره اروپای شرقی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد و دکتر حسن عسگری، معاون پژوهشی جامعه المصطفی نمایندگی تهران، دکتر محمدرضا کلان فریبایی معاون بین الملل جامعه المصطفی نمایندگی تهران و دکتر داوود کیانی رئیس موسسه ایراس به عنوان میزبانان این برنامه حضور داشتند، خانم دکتر زینب محمدی، با موضوع (اسلام در روسیه معاصر)، دکتر اصغر گاتین (مطالعه تاریخ اسلام در ولگا، اورال در حال و گذشته)، دکتر حسین زرینی (گستره زبان و ادب فارسی در قفقاز)، دکتر یکاترینا بلیکوا (وضعیت مذهبی منطقه ولگاگراد و مطالعات اسلامی در منطقه)، دکتر سیده مطهره حسینی (وضعیت شیعیان روسیه) و دکتر روسلان آقایف (شیعه در گذشته و حال اوستیای شمالی) به سخنرانی پرداختند.
 
خانم دکتر زینب محمدی (عضو هیات علمی و استادیار زبان و ادبیات روسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران-شمال)
اسلام در روسیه معاصر

در شرایط جدید بین‌المللی نزدیکی به جهان اسلام برای روسیه حائز اهمیت است. به گفته پاپف مدیر مرکز همکاری تمدن‌ها، همکاری روسیه با کشورهای اسلامی افزایش یافته است، روسیه نه تنها خود را بخشی از جهان مسیحیت ارتدوکس بلکه بخشی از جهان اسلام می‌داند، چراکه بیش از 20 میلیون مسلمان در این کشور زندگی می‌کنند. اسلام در روسیه در میان نزدیک به 40 قوم و در تمامی نقاط این کشور رواج دارد. جمعیت مسلمانان در قفقاز شمالی، اورال و سیبری غربی بیش از سایر مناطق است. آنها اغلب در 9 جمهوری آدیغه، باشقیرستان، اینگوشتیا، داغستان، کاباردینو بالکاریا، چرکسیا، اوستیای شمالی، تاتارستان و چچن سکونت دارند. مسلمانان در سال 1937 (دوران شوروی) حدود 5.9 درصد از جمعیت روسیه را تشکیل می‌دادند اما در سال 1994، شمار آنها به 8 درصد رسید.  در حال حاضر به نظر کارشناسان شمار مسلمانان روسیه حدود 12 -20 میلیون است که 8-12 درصد از جمعیت روسیه را تشکیل می‌دهند. پیش‌بینی می‌شود که در سال 2030 تعداد مسلمانان روسیه به 30 میلیون نفر افزایش یابد.
 
اکثریت مسلمان روسیه از فرقه حنفی هستند که به تکامل شخصیت، انطباق‌پذیری و همزیستی در کنار دیگر ادیان قائل هستند. امروزه به نظر می‌رسد دو نوع اسلام در روسیه وجود دارد. از یک سو اسلام سنتی (پیروان حضرت محمد (ص)) و از سوی دیگر وهابیت. همچنین بین روحانیت روسی روابط چندان خوبی حاکم نیست. چرا که هر یک از آنها خواهان استقلال به خصوص به لحاظ مالی است. افزون بر این، روسیه با مسائل مربوط به تروریسم جهانی و اسلام‌هراسی نیز دست به گریبان است. در این باره سخنی رایج است مبنی براین که اسلام اروپا را نجات می‌دهد اما اسلام‌هراسی روسیه را نابود می‌کند. مسلمانان روسیه در گذشته و حال از مرکز دینی واحدی برخوردار نبودند، به طوری که در حال حاضر بیش از 40 اداره مستقل روحانیت وجود دارد که همین امر به پیدایش مشکلات و مسائل گوناگون می‌انجامد. در حوزه فعالیت‌های فرهنگی اسلامی در روسیه، در سال 2011 برای اولین بار شبکه تلویزیونی مسلمانان به زبان عربی افتتاح شد. در سال 2015 فیلمی به نام «اورازا بایرام» توسط یکی از شبکه‌های تلویزیونی روسیه ساخته شد که جشن عید فطر در روسیه را به تصویر کشیده است. 
 
در فدراسیون روسیه امروز، بیش از 60 نمایندگی از کشورهای گوناگون در روسیه فعالیت دارند که با مسلمانان روسیه همکاری می‌کنند. سیستم آموزش اسلامی در روسیه نیز در گذشته اغلب از طریق عربستان سعودی، ترکیه و کشورهایی که بیشتر اسلام سیاسی را وارد روسیه کردند هدایت می‌شد؛ اما امروزه خود دولت روسیه برای برنامه‌ریزی درسی و تدوین کتب آموزشی علوم اسلامی به دانشگاه‌های اسلامی این کشور کمک می‌کند. در حال حاضر امکان فراگیری تحصیلات ابتدایی دینی در مکتب‌ها و مدارس وجود دارد. در روسیه‌ی امروز بیش از 100 مرکز آموزشی علوم اسلامی وجود دارد. معروفترین دانشکده اسلامی در روسیه، دانشکده اسلامی قازان است. علاوه بر این، می‌توان از دانشگاه اسلامی مسکو، دانشکده اسلامی مسکو، دانشگاه اسلامی داغستان در ماخاچ قلعه و مدرسه محمدیه نام برد. در سال‌های اخیر گرویدن به اسلام نه تنها در میان روس‌ها بلکه در میان سایر اقوام ساکن در روسیه افزایش یافته است. به گفته یک اسلام‌شناس اسلاوهایی که در 15 سال اخیر به اسلام روی آوردند حدود 10 هزار نفر هستند و از این میان، از هر ده نفر یکی اسلام سنتی را پذیرفته و 9 نفر دیگر بواسطه وهابیت مسلمان شده‌اند. اگر در امپراطوری روسیه 12 هزار مسجد وجود داشت در دوره شوروی و نزدیک به زمان فروپاشی این تعداد به 870 مسجد کاهش یافت. البته کلیساها نیز به همین سرنوشت دچار شده بودند، در حالی که در سال 2006 این تعداد به 8000 مسجد رسید که افزایش قابل توجهی را نشان می‌دهد.
 
در مجموع باید گفت، اسلام در روسیه ماهیت ضدونقیضی دارد. ماهیت مثبت آن به پویایی و گسترش اسلام برای تعلیم و تربیت دینی بر می‌گردد. به طوری که اسلام در روسیه همانند سایر ادیان جهانی، به عنوان یک دین سنتی به افزایش  ثبات در کشور، تحکیم نهاد خانواده و تقویت ارزش‌های انسانی کمک می‌کند. اما ماهیت اجتماعی منفی آن حضور اسلام سیاسی در روسیه است.
 
آقای دکتر اصغر گاتین (دانشیار دانشگاه فدرال کازان)
مطالعه تاریخ اسلام در ولگا، اورال در گذشته و حال

علت اینکه امروزه علاقه به پژوهش در حوزه اسلام‌شناسی در روسیه فزونی یافته، تنها به شمار بالای مسلمانان در روسیه بر نمی‌گردد بلکه به این واقعیت مربوط است که روسیه در پی گسترش روابط خود با کشورهای مسلمان نیز هست. اسلام‌شناسی در حومه ولگا و دیگر مناطق را می‌توان به سه مرحله تقسیم‌بندی کرد. مرحله نخست از اغاز قرن هجدهم تا اغاز قرن بیستم: مرحله بعدی: دوره شوروی و مرحله نهایی دوره معاصر.

در دوره پیش از انقلاب اکتبر، عملا  اسلام‌شناسی در روسیه، اسلام‌شناسی عملی بود و در واقع اسلام‌شناسی در توصیف زندگی مسلمانان برای شیوه‌های حاکمیت بر آنها خلاصه می‌شد. در دوره شوروی هدف دیگری  مد نظر قرار گرفت. در این دوره  هدف اسلام‌شناسی بیشتر انتقادی و برای این بود که ثابت کند که اسلام دین برحقی نیست. مرحله جدید از  1989 آغاز می‌شود. در این سال برای نخستین بار اجازه داده شد سالروز ورود اسلام به حومه اورال جشن گرفته شود و اولین کنفرانس به مناسب هزارمین سال ورود اسلام به این منطقه برگزار شد. در دهه 90 به مسلمانان سایر مناطق و اسلام‌پژوهی در میان سایر اقوام از جمله تاتارها و باشقیرها توجه شذ. شهاب‌الدین مرجانی یکی از نخستین کسانی بود که بسیار دقیق به این حوزه پرداخته است. همچنین فخرالدین افخم که از مفتیان نام‌آور زمان شوروی بود. از سال 2000 به بعد آثار علمی‌ای به تحریر درآمدند که به یکسان‌سازی و وحدت مسلمانان در حومه ولگا پرداختند. در واقع تمرکزشان بر مناطقی بود که تاتارها و باشقیرها با هم در آن سکونت داشتند و تاتارستان و باشقیرستان را به طور مجزا در نظر نمی‌گرفتند. برخی از این پژوهش‌ها به بررسی وضعیت اقتصادی و احتماعی و معنوی مسلمانان در قرون وسطی پرداخته‌اند که به تاریخ خانات قازان و خانات حومه ولگا اشاره دارند. سمت و سوی دیگر تحقیقات متوجه متکلمان اسلامی و عقاید آنها بوده است. بخش دیگر کارها به این امر می‌پردازند که مسلمانان و تفکر اسلامی چگونه در حومه ولگا و اطراف آن گسترش یافته‌اند. اما جهت‌گیری بعدی تحقیقات که برای ما بسیار مهم است و به کمک دانشمندان ایرانی نیاز داریم بررسی سازمان‌های اسلامی و ارگان‌های اسلامی مثل دانشگاه‌ها، نظام اموزشی، فعالیت مراجع دینی و صدور فتواها مد نظر است. در این رابطه، کارهای زیادی در خصوص نقد شیعه جعفری انجام شده است. برای ما حائز اهمیت است که دانشمندان ما بر چه اساسی و با استناد به چه مطالبی این نقدها را بر شیعه جعفری نگاشته‌اند و به همین دلیل باید اطلاعاتی را هم از این سو در اختیار داشته باشیم. همچنین در سال‌های اخیر از جانب ما توجه زیادی به مسئله تصوف و صوفیزم در آسیای مرکزی، قفقاز و حومه ولگا معطوف شده است. در این مورد ما پتانسیل بالایی برای همکاری با ایران داریم. زیرا بسیاری از آثار اهل تصوف به زبان فارسی نگاشته شده‌اند و حتی بسیاری از صوفی‌های تاتار، آثار خود را به فارسی نوشته‌اند.
 
آقای دکتر حسین زرینی
گستره زبان و ادب فارسی در قفقاز

ایشان سخنرانی خود را بر اساس دانشنامه ادب فارسی در قفقاز ارائه دادند. «منطقه قفقاز در منابع فارسی به جبل‌الالسن معروف است. چون اقوام مختلف به زبان‌های گوناگون صحبت می‌کنند. حتی زبان روستاهای مجاور با هم فرق دارد. راجع به اهمیت شعرای قفقاز می‌توان به مکتب ادبی آذربایجان یا اران اشاره کرد. این مکتب بین مکتب خراسانی و عراقی است. مهمترین شعرای آن نظامی گنجوی و خاقانی شروانی هستند. نظامی نفر اول در داستان‌سرایی فارسی و خاقانی شروانی نفر اول در قصیده‌سرایی فارسی است. این شاعر به حسان‌العجم معروف است. حسان یک شاعر عرب بود که در مدح پیامبر اسلام اشعار زیادی سروده بود و چون خاقانی شروانی نیز درباره پیامبر اشعار زیادی به فارسی سروده به حسان‌العجم معروف شده است. در منطقه قفقاز نزدیک به 230 نفر بودند که به فارسی شعر سروده‌اند. فکر نمی‌کنم حتی در استان فارس این تعداد شاعر فارسی‌گوی وجود داشته باشند. این امر بیانگر اهمیت زبان فارسی در منطقه قفقاز است. همه می‌دانند کسی که شعر می‌سراید باید دانش فراتری از آن زبان داشته باشد. اولین شعرای فارسی‌گوی در قفقاز در سده‌ی چهاردهم م. ظهور یافتند و به ترتیب فراوانی، بیشتر در قره‌باغ، شروان. گنجه، گرجستان (تفلیس)، باکو، داغستان، دربند، چرکس، لنکران، نخجوان و شمکور سکونت داشتند. ضمنا حضور شاعران فارسی‌گوی تا زمان جداشدن قفقاز از ایران، در این منطقه مشهود است؛ یعنی در تمام سده‌هایی که زبان فارسی، زبان اول علمی و فرهنگی در منطقه قفقاز بوده است».
 
خانم دکتر ناتالیا برونکُوا (ترک‌شناس و عضو هیات علمی انستیتوی گورکی و انستیتوی شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه)
وضعیت مذهبی منطقه ولگاگراد و مطالعات اسلامی در منطقه

ایشان ابتدا بر اساس محتوای یکی از کتاب‌های خود به تاریخ سفر حج از روسیه اشاره کردند و سپس به ارائه توضیحات کلی درباره کتاب دوم به نام «انسان بر منبر» پرداختند. «شروع سفر حج در بین مسلمانان روسیه به بازه‌ی زمانی اواخر قرن 19و اوایل قرن20 مربوط می‌شود. مسلمانان روسیه سه مسیر اصلی را به سمت مکه و مدینه در پیش می‌گرفتند. اولین و مهمترین مسیر از شمال قفقاز و  ایران می‌گذرد. البته مسلمانان شیعه روسیه علاوه بر مکه و مدینه به دیگر شهرهای مقدس برای شیعیان هم می‌رفتند. در مسیر بعدی  زائران از شهرهای کرمانشاه و خانیکی می‌گذشتند، از کاظمین و کربلا و  نجف عبور می‌کردند و از طریق صحرای عرب به مکه و مدینه می‌رسیدند. بر اساس منابع موجود بین کشورهایی که زائران از آن عبور می‌کردند بیشترین شیعیان به ترتیب از هند، ایران و اراضی قفقاز بودند. اما مقصد اصلی شیعیان روسیه عبارت بودند از تبریز، اردبیل، خوی، انزلی و بارفروش (بابل). سپس از تبریز به کرمانشاه؛ اردبیل به زنجان- همدان- کرمانشاه؛ از خوی به تبریز –کرمانشاه؛ از بارفروش به تهران- قم – کرمانشاه و از انزلی به کرماشاه.  این پنج مسیر مسیرهایی بودند که زائران از آنجا رهسپار مکه و مدینه می‌شدند. مسلمانان اهل سنت روسیه نیز از شهرهای سمرقند، بخارا به افغانستان می رفتند و از انجاغ به پیشاور و بمبئی و سپس به جانب مکه و مدینه حرکت می‌کردند. مسیر دیگری که برای رفتن به حج بر می‌گزیدند و مسیر بسیار مورد علاقه‌ای هم بود از بنادر دریای سیاه و استانبول می‌گذشت».
 
دکتر برونکوا در خصوص کتاب انسان و منبر که با حمایت مالی بنیاد مطالعات اسلامی به چاپ رسیده و برنده جایزه بنیاد هم شده است، خاطرنشان کرد که در این کتاب به بزرگان اسلام، افرادی همچون سلطان خلیف، دانشمندان و علمای اسلامی، بررسی تصویر جمال‌الدین افغانی در آثار ترکی، بررسی چهره‌هایی از شیوخ صوفیه و مفهوم امام (البته نه مفهوم رایج در اندیشه شیعی، بلکه در معنای مشابه با امامان جمعه) پرداخته‌اند و در پایان علاقمندی مجموعه انستیتوی شرق‌شناسی را برای همکاری با دایره‌المعارف اسلامی ایران ابراز نمودند.     
 
دکتر سیده مطهره حسینی (استادیار دانشگاه پیام نور)
وضعیت شیعیان روسیه

شیعیان از کوچکترین اقلیت‌های ساکن در قفقاز شمالی و روسیه به شمار می‌آیند و بیشتر آنان آذری هستند. تعداد ایرانی‌های شیعه در روسیه اندک است. در حالی که در قرن 18 اکثر شیعیان روسیه ایرانی بودند اما از اواخر قرن 19 که آذری‌ها شروع به مهاجرت به روسیه کردند تعداد شیعیان آذری در روسیه افزایش یافت. طبیعتا چون آذری‌ها مهاجر هستند پایگاه اجتماعی قوی ندارند یعنی تحصیلکرده نیستند و در مشاغل مهمی فعالیت ندارند. تعدادی از ایرانی‌های ساکن روسیه اغلب در داغستان، و برخی دیگر در مسکو و سن‌پتربورگ زندگی می‌کنند. در حال حاضر بیشتر شیعیان روسیه در مسکو و سن پتربورگ ساکن هستند. تا قرن 18 فعالیت ایران در روسیه بسیار زیاد بود، به طوری که بین 50 تا 100 نفر از ایرانیان تنها برای سفارت ایران کار می‌کردند. در حال حاضر، تعداد شیعیان روسیه را از 600 هزار نفر تا 3 میلیون نفر برآورد کرده‌اند. از این تعداد، حدود چند ده هزار نفر در مسکو و سن‌پتربورگ سکونت دارند. البته پیروان این آیین، علاوه بر این، در میان لزگی‌ها، تات‌ها و برخی اقوام دیگر که اطلاع دقیقی از شمار آنان در دست نیست هم دیده می‌شوند.
 
نکته دیگر در مورد شیعیان روسیه این است که شیعیان آذری چندان به دنبال شیعه گری نبوده و بیشتر فعالیت اقتصادی خود را دنبال می‌کنند. اما شیعیان ایرانی و یا طرفدار ایران در روسیه از آنجایی که بودجه‌شان را از دولت می‌گیرند و نگاه فرهنگی سیاسی دارند، رویکردشان دینی است. ضمنا 90 درصد نوآیین‌هایی که در مسکو و سن‌پتربورگ به اسلام می‌گروند، شیعه هستند.
 
روسلان آقایف (استاد دانشگاه اوستیای شمالی- از شهر ولادی قفقاز)
شیعه در گذشته و حال اوستیای شمالی

اوستیایی‌ها ملتی هستند که زبانشان جزء زبان‌های ایرانی بوده است. این زبان در دوره زبان پهلوی - از زبان‌های باستانی ایران- از زبان فارسی جدا شد. نام قومیت اوستی در واقع ایرون است. این پیوند به گونه‌ای است که اگر کسی به زبان ادبی فارسی صحبت کند، کسی که به خوبی با زبان ادبی اوستی آشناست می‌تواند 20 تا 30 درصد مفهوم را دریابد.
 
اسلام در دوره‌های مختلف به اوستیای شمالی راه یافته است. بخش غربی اوستیا، تحت تاثیر کابارردینو بالکاریا به اسلام گرویده که مذهب حنفی دارند. اما بخش شرقی اوستیا، شافعی هستند. از اوایل قرن 19 حضور ایرانیان و ایرانی‌تباران در اوستیا پررنگ‌تر می‌شود. داده‌های اسناد آرشیوی حاکی از آن است که در اوستیا شیعیان را ایرانی می‌دانستند. در واقع شیعیان اوستیا ایرانی بودند. البته این افراد به دو دسته تقسیم می‌شدند: شیعیان فارسی‌زبان ایرانی و شیعیان فارسی‌زبانی که از آذربایجان آمده بودند و تحت لوای روسیه قرار داشتند. بر اساس تحقیقات میدانی و گفتگو با نسل‌های دوم و سوم ایرانیانی که در میانه سده نوزدهم از ایران به اوستیا آمده بودند مشخص شد مشکلات و مسائل اقتصادی که در نتیجه جنگ ایران و روسیه به وجود آمده بود و همچنین وضعیت نابسامان اقتصادی ایران، علت اصلی مهاجرت این ایرانی‌تباران اوستیایی به روسیه بوده است. همانطور که می‌دانید عهدنامه ترکمنچای از دو بخش سیاسی و اقتصادی تشکیل می‌شد. بواسطه بخش اقتصادی آن ایرانی‌تبارها هم می‌توانستند همچون روس‌تبارها اجازه تجارت و فعالیت اقتصادی را به دست آوردند که این موضوع موجب ترغیب ایرانیان برای مهاجرت به این منطقه شد.
 
در اوستیا اولین مسجد در سال 1853 اختصاصا برای نظامیان تاتار و باشقیری که در اوستیا حضور داشتند، احداث گردید. آنها همچنین روحانی نظامی خودشان را داشتند. مسلمانان ولادی قفقاز نیز به این مسجد که بنایی با ابعاد کوجک و با سازه‌های چوبی بود، مراجعه می‌کردند. حوالی سال‌های 1868- 1869 بود که تعداد ایرانی‌تبارهای اوستیا به 1000 نفر رسید؛ در این هنگام ایرانی‌تبارها با فزونی‌یافتن جمعبتشان، با مراجعه به استاندار  منطقه که ملیکف نام داشت خواستار ارائه زمینی برای ساخت مسجدی (برای ایرانیان) شدند. به کمک دکتر رضوانفر و از روی نوشته‌ای که بر روی سردرب مسجد به فارسی نقش بسته بود، متوجه شدیم کار ساخت این مسجد طی سه الی چهار سال با حمایت استانداری تفلیس و حمایت مالی ایرانی‌تبارهای ولادی قفقاز به اتمام رسید. شایان ذکر است که این مسجد همچنان برقرار است. افزون بر این، با افزایش تعداد ایرانی‌تبارها در این منطقه، کنسولگری شاه ایران در تفلیس شروع به حمایت از آنها کرد و جهت تسهیل امور آنها کنسولگری شاه ایران در ولادی قفقاز تاسیس گردید که تا یک سال بعد از انقلاب اکتبر نیز دایر بود.



تهیه و تنظیم گزارش: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران


انتهای گزارش.
 
 
کد مطلب: 3744