لانا راوندی فدایی، همکار علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه

تاثیرات متقابل فرهنگی ایران و روسیه

ترجمه اختصاصی ایراس
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۲۱:۱۲
Share/Save/Bookmark
 
روابط­ فرهنگی ایران و روسیه، روابطی دوسویه و بر پایه­ تساوی ما بین طرفین است که در آن، هیچ یک بر دیگری غالب نیست. بدیهی است که در طی گذشت زمانی طولانی، ممکن است سطح تاثیر یکی از کشورها بر فرهنگ کشور مقابل تغییر کند، اما به طور کل، این تاثیر از هر دو سو به یک اندازه بزرگ و پراهمیت است. پس از انقلاب اسلامی در ایران و تغییر رژیم، ایران ابتدا در مخالفت با " غربی شدن" و سپس در تقابل با "جهانی شدن" قرار گرفت.
 

یادداشت مترجم: روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و فروپاشی شوروی همواره رو به توسعه بوده و در سال های اخیر با رشدی جهش گونه، وارد مدار شبه راهبردی شده است. در این میان، بنظر می رسد روابط در برخی حوزه ها ازجمله حوزه های سیاسی و امنیتی و حتی اقتصادی توسعه و گسترش خوبی داشته است. توسعه متوازن روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از اهمیت خاصی برخوردار است و ضروری است سطح روابط فرهنگی نیز متوازن با سایر روابط و حوزه ها توسعه یابد، چرا که روابط فرهنگی، ضمن ارتقاء درک متقابل دو ملت ایران و روسیه از یکدیگر، می تواند زمینه ساز، تسهیل کننده و تحکیم بخش سایر روابط نیز باشد. علاوه بر این، هر دو کشور دارای ظرفیت های گسترده فرهنگی هستند که این ظرفیت ها می تواند در خدمت منافع و اهداف مشترک در سطوح دو جانبه، منطقه ای و بین المللی بکار گرفته شود. همچنین بسیاری از چالش های مشترک ایران و روسیه مانند نفوذ فرهنگی بیگانه، گسترش جریان افراطی گری و تفرقه های مذهبی و قومی در منطقه که ثبات، استقلال و هویت ملت ها را تهدید می کند، ماهیت فرهنگی دارد و مقابله با آن نیازمند هم افزایی فرهنگی دو کشور می باشد. علیرغم گسترش روزافزون روابط و فعالیت های چشمگیر صورت گرفته در تعاملات فرهنگی ایران و روسیه در سال های اخیر، به نظر می رسد هنوز شناخت و تصویر مناسب از کشور مقابل در ملت های ایران و روسیه شکل نگرفته است و این یک چالش اساسی برای پایداری و تعمیق روابط میان دو کشور همسایه محسوب می شود. با وجود ظرفیت ها و فرصت های گسترده فرهنگی در دو کشور، متأسفانه طرفین نتوانسته اند از این ظرفیت برای ارتقاء درک مقابل بخوبی استفاده کنند. لذا نه تنها سطح روابط و مبادلات فرهنگی به تناسب نیازها و روابط دو کشور توسعه نیافته، بلکه برخی از توافقات صورت گرفته و اسناد منعقده همکاری های فرهنگی میان دستگاه و نهادهای ایران و روسیه به دلایل مختلف در حد گفتار و نوشتار باقی مانده است. از دیگر کاستی ها و نارسایی ها درحوزه کلان روابط فرهنگی دو کشور همچنین می توان به پایین بودن سطح همکاری و هم افزایی فرهنگی دو کشور در مقابله با تهدیدها و چالش های مشترک از جمله نفوذ فرهنگی بیگانه، جریان های افراطی و تفرقه های قومی و مذهبی در منطقه، پایین بودن سطح مبادلات و همکاری دو کشور در حوزه های گردشگری، فضای مجازی، رسانه، سینما و ادبیات فارسی و روسی به نسبت ظرفیت ها، فرصت ها و ضرورت ها، اجرایی نشدن اغلب قریب به اتفاق پیمان های خواهرخواندگی میان دو کشور و ناچیز بودن همکاری فرهنگی میان شهرها، استان ها و مناطق دو کشور به نسبت ظرفیت ها و فرصت های موجود، اشاره نمود. بر این اساس، طراحی ساز و کارهایی که بتواند ضمن ارزیابی صحیح شرایط، بر موانع توسعه روابط فرهنگی فائق آمده و زمینه را برای استفاده بهینه از ظرفیت های فرهنگی و ایجاد تحول در روابط فرهنگی دو کشور فراهم سازد، ضروری بنظر می رسد. با این مقدمه و با ابراز امیدواری به شکوفایی هرچه بیشتر روابط و تعاملات فرهنگی ایران و روسیه، مقاله زیر با عنوان "تاثیرات متقابل فرهنگی ایران و روسیه" نوشته خانم لانا راوندی فدایی، همکار علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه، که توسط اینجانب از روسی به فارسی ترجمه شده است، تقدیم می گردد.

 
 ***
 
 
 
روابط­ فرهنگی ایران و روسیه، روابطی دوسویه و بر پایه­ تساوی ما بین طرفین است که در آن، هیچ یک بر دیگری غالب نیست. بدیهی است که در طی گذشت زمانی طولانی، ممکن است سطح تاثیر یکی از کشورها بر فرهنگ کشور مقابل تغییر کند، اما به طور کل، این تاثیر از هر دو سو به یک اندازه بزرگ و پراهمیت است. پس از انقلاب اسلامی در ایران و تغییر رژیم، ایران ابتدا در مخالفت با " غربی شدن" و سپس در تقابل با "جهانی شدن" قرار گرفت. اکنون چندین دهه از آغاز تلاش­های مقامات ایرانی در مبارزه برای حفظ ارزش ­های سنتی فرهنگی و مبارزه با نفوذ فرهنگ غرب به مثابه­ امری بیگانه در ایران، می­ گذرد. پیش از آنکه به بحث پیرامون گفتگوی فرهنگی ایران و روسیه برگردیم، لازم به یادآوری است که فرهنگ به آن معنا که ما برداشت می­ کنیم، با آنچه در ایران از این مفهوم برداشت می­ شود، متفاوت است. فرهنگ در ایران نه تنها دربردارنده­ نحله­ های سنتی فعالیت­ های خلاقه است - که هر یک بحثی جداگانه می­طلبد - بلکه همچنین شامل دین نیز می­گردد.
 
اگر در پی این باشیم که بفهمیم فرهنگ ایرانی با کدام فرهنگ مرتبط است، می­توان در آن ویژگی­ های فرهنگ شرقی را یافت و همچنین می­توان با بهره ­گیری از سایر سیستم­ های ادراکی، به این نتیجه رسید که فرهنگ ایران به فرهنگ اسلامی مرتبط است. البته در جهان اسلام نیز تفکیک­ هایی اساسی مابین جهت­ گیری­ های مختلف وجود دارد که در این جهت گیری­ ها ایران خود را به منزله­ فرهنگ رویکرد شیعی اسلام باز می­نماید.
 
ایران در مجموع به علت برخورداری از ویژگی­ های زیر از سایر فرهنگ­ های شرقی و اسلامی جدا می گردد: شیعه­ سنتی که قرن­ هاست در کشور وجود دارد، تاریخی که از عصر پیدایی اولین تمدن­ها در آسیای میانه، به ظهور پیوست و فرهنگی که هستی پسین خویش را از اسلام­گرایی ایران گرفته و سپس قدم به قدم با علوم اسلامی پیشرفت کرده ­است. منابع ایران باستان که تا زمان ما برجا مانده و به ما رسیده­ اند، گواهی بر این مدعا است.
 
به این ترتیب، عناصر کلیدی موثر بر شکل­ گیری فرهنگ و اجرای سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران عبارت ­اند از: اسلام و ارزش ­های آن، فرهنگ پیشااسلامی و سنت­ هایش و آخرالامر ترکیب پیدا آمده از این دو که همان فرهنگ سنتی ایرانی است.
 
پس از انقلاب اسلامی، ایران تلاش کرد فرهنگ خود را – که فرهنگ اسلامی نامیده می­شد- دور از تماس با سایر فرهنگ­ها و تاثرات بیرونی، قرار دهد. یادآوری این نکته بیهوده نیست که پس از انقلاب اسلامی، شعار " نه شرقی، نه غربی" صریحا مورد استفاده قرار می­ گرفت که استقلال ایران از دولت­ های بیگانه را هدف اصلی خویش قرار داده ­بود. با شکل­ گیری موسسات جدید، ایران توجه بسیاری به  برنامه ریزی سیاست فرهنگی اجرایی نشان داد و همچنان نیز توجه ویژه­ای به آن دارد. نقش این سیاست به حمایت از ارزش ­های پیچیده و رساندن شرایط ایران به موقعیت سایر کشورهاست. به ویژه، دقیقا چنین مسئولیتی بر عهده رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران قرار داده شد که در سال 1998 در مسکو آغاز به کار کرد. خالی از لطف نیست که یادآوری کنیم این نهاد همچنین به سازماندهی مراسم­ های فرهنگی در فدراسیون روسیه می پردازد که با دیدارهای هیئت­ هایی از نخبگان ایرانی همراه است که در سطحی مهم و موثر امکان گسترش آشنایی با فرهنگ و زندگی فرهنگی و فعالان فرهنگی ایران را فراهم می­سازد.
 
رفتارهای این چنینی از سوی ایران و فعال­سازی روابط فرهنگی در شرایط مبارزه علیه افراط­ گرایی و بیگانه­ گریزی، امکان­پذیر و حتی ضروری شد و هم­چنین موجب بازگشت روسیه به سمت ارزش­ های معنوی شد. جمهوری اسلامی ایران در طول مدت زمانی طولانی به شکلی موفقیت­ آمیز تلاش کرده است تا به بقیه کشورهای جهان بفهماند که اسلام می­تواند پیام ­آور صلح جهانی باشد و نباید از آن واهمه داشته ­باشند. با این حال، در طرف مقابل نیز غرب  و کشورهای ذینفع ابزارهایی نظیر "ایران هراسی"، "اسلام هراسی" و "شیعه هراسی" را ابداع کردند و با استفاده از آنها به سیاه­ کردن چهره­ ایران، اسلام و شیعه پرداختند. ریشه­ های چنین پدیده­ هایی پیش از هرچیز در سیاست قرار دارد، زیرا مدتی طولانی است که این مسائل با تحریم­ هایی علیه جمهوری اسلامی ایران و همچنین با عدم تمایل کشورهای غربی به توافق در زمینه پرونده ­ی هسته­ ای ایران، همراه است. همزمان می­توان این امر را به مثابه­ روش مبارزه در برابر محافظه کاری فرهنگی ایران و عدم تمایل آن به پیوستن به جریان جهانی­ سازی، بررسی و تحلیل کرد. این مسئله به احتمال زیاد، به هویت­ سازی مدنی مربوط می­ شود و دلیلی برای افشای آن وجود ندارد، به علاوه، چالش ­های در حال ظهور و واکنش ایران به آنها را می­توان در فرآیند تاریخی پیدایش و گسترش جمهوری اسلامی بررسی و نظاره کرد.
 
تنها طی مدت کوتاه باقی مانده تا پایان جنگ ایران و عراق، روابط فی ما بین جمهوری اسلامی ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رو به بهبود رفت. اولین ارتباطات در زمینه خط تجاری اقتصادی در سال­ های 1986-1988 ایجاد گردید. سپس [آیت الله] روح­ الله خمینی نامه ­ای مشهور به میخاییل گورباچف نوشت. رهبر جمهوری اسلامی ایران در این نامه، پیرامون همکاری­ های آتی میان دو کشور ابراز امیدواری می­ کرد. نقطه اوج همکاری­ های ایران و شوروی در سال­های دهه 1980، همزمان با دیدار رئیس مجلس جمهوری اسلامی ایران اکبر هاشمی رفسنجانی از مسکو در 1989 بود که در جریان این دیدار توافقی طولانی مدت پیرامون همکاری­های اقتصادی و فنی (به ارزش 10 میلیارد دلار) مابین دو کشور به امضا رسید. این بسته­ ی توافقی، برنامه­ های طولانی مدت همکاری­ ها در زمینه ­های تجاری-اقتصادی، علمی-فنی، فرهنگی و نیز ورزشی را شامل می­ شد. همچنین شامل توافق در زمینه ارسال گاز طبیعی ایران به شوروی و تحویل مجموعه دستگاه ­ها، ماشین­ آلات و ارائه خدمات در زمینه ساخت، فرآوری­ کالا و احداث راه ­آهن تجن-سرخس-مشهد از سوی روسیه به ایران بود. زمینه دیگر همکاری بین دو کشور، به حوزه رادیو و تلویزیون، دارو و مبارزه علیه ملخ، مرتبط بود.
 
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، روابط دوجانبه میان روسیه و ایران رو به گسترش روز افزون نهاد و این به افزایش روابط میان فعالان دولتی دو کشور و تقویت حضور اقتصادی دوسویه در منطقه­ دو کشور، منجر شد. اما لازم به یادآوری است که در این هم ترازی، منافع ژئوپولیتیک غالب بودند. پس از فروپاشی و تجزیه اتحاد جماهیر شوروی و از دست دادن مساحت نسبتا زیادی از خاک اتحاد شوروی و متعاقب آن در پی تاثیرات ژئوپولیتیک، روسیه به متحدانی نیاز داشت که بتوانند اثر مخالفانش را در داخل مرزهای جدید خنثی نمایند. ایران برای روسیه چنین متحدی بود و حتی در دورانی که در انزوای بین المللی به سر می­برد، بر کشورهای همسایه تاثیر داشت. البته، در سال­های 1990، میان دو دولت، رقابت ژئوپولیتیک مشخصی مشاهده می­گردد، به ویژه رقابت شدیدی در آسیای مرکزی به ظهور پیوسته ­است، اما این امر، مانع همکاری متقابل دو کشور نگردید - به ویژه در ارتباط با فعالیت در زمینه تهدیدات خارجی.
 
ایران، اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان تهدیدی برای تمامیت ارضی اش می ­پنداشت، سپس این خطر را از سوی روسیه احساس کرد که دیگر به ایدئولوژی آتئیستی شوروی معتقد نبوده و رویکرد عملگراتری نسبت به اتحاد شوروی در زمینه تنظیم سیاست خارجی اتخاذ نموده بود، این کشور جدید که همانا روسیه نام داشت، مرز زمینی مشترکی با ایران نداشت و به طور کامل درگیر مسائل داخلی خود بود.
 
اما علیرغم رونق روابط دو کشور پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، طی 22 سال اخیر، روابط با نرخ رشد مختلفی، افزایش می ­یافت. در برخی زمینه­ ها همگرایی و در برخی دیگر از مسائل دوجانبه واگرایی پیش می­ آمد (که مورد اخیر به مرور حتی بیشتر و بیشتر مشاهده می ­شد).
 
در سال­ های 1990 ایران در روابط با روسیه، بر ترجمه متون مذهبی همت گماشت. پس از آن این روابط گسترده ­تر گردید و بر همکاری علمی و فرهنگی موثر افتاد. طبیعتا سازمانی همچون رایزنی فرهنگی که بخشی از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به شمار می­رود، به مثابه­ ابزاری برای دیپلماسی عمومی است که فعالانه و موفقیت ­آمیز مورد استفاده قرار می­ گیرد. علیرغم سطح پایین گردش مالی بین دو کشور، در پست­ های مدیریتی هر دو کشور همواره بیانیه­ ها و تقاضاهای مثبتی پیرامون گسترش روابط حسنه­ همسایگی بین دولت­ ها مبادله می­ گردد. همچنین میزان روابط متقابل و رویداد­های امروزی را به طور شماتیک نمایش می­دهند: با وجود مبارزه با تروریسم بین الملل و شرایط متغیر سیاسی، هر دو کشور در حوزه­های مختلف، یکدیگر را دوست خود دانسته و علاقه بسیار به یکدیگر نشان می­دهند. روابط در سطوح بالا پیگیری و تقویت می­شوند و اساسا ایران ویژگی­ های متحد خود را در چشمان شهروندان عادی می­ جوید. آیا این موفقیتی در دیپلماسی عمومی محسوب نمی گردد؟
 
به لطف سیاست فرهنگی دو کشور، امکان اعتماد دوسویه فراهم شد که این امر به همکاری نزدیک منتهی می­ گردد. سیاست اتخاذ شده توسط جمهوری اسلامی ثابت می­کند که ایران به جز استقرار روابط صلح ­آمیز و سازنده­ی بنیان شده بر اساس اصول برابری و احترام متقابل، هدفی با محوریت گسترش تاثیرات ایدئولوژیکی ندارد. همانطور که پیش­تر گفته شد، روابط اقتصادی و سیاسی شکل گرفته، فعالانه درجهت گسترش روابط فرهنگی مورد استفاده قرار­ گرفتند. اما سخن گفتن پیرامون واکنش متقابل فرهنگ­ ها در معنای جهانی آن بسیار پیچیده­ است، چرا که اشکال مختلف آن در تمامی سطوح خودنمایی نمی­کنند.
 
در حوزه­ روابط زبانی، می­توان گفت که هر دو زبان تحت تاثیر یکدیگر قرار داشته ­اند. وام واژه­ ها چه در زبان روسی و چه در زبان فارسی وجود دارند. بی­شک، وام ­گیری واژگان، همچون نتیجه­ روابط متقابل ملت ­ها و ملیت­ های مختلف در زمینه روابط سیاسی، تجاری، اقتصادی و فرهنگی یکی از روش­های بنیادی غنی ­سازی هر زبان بوده و نقش مهمی ایفا می­کنند. تعداد بی شماری فعالیت­های علمی مرتبط با این حوزه به ویژه توسط زبان­شناسان ایرانی انجام می­گیرد.
 
در تاثیر شاعران کلاسیک پارسی بر ادیبان روس تردیدی نیست، اما ما می­دانیم که آثار نویسندگان روس نیز که از آن جمله می­ توان ادیبان کلاسیک روس را نام برد، به زبان فارسی برگردان شده و بر ادبیات فارسی تاثیر داشته ­اند.
 
خواه در ایران و خواه در روسیه، علاقه بسیاری به مسئله روابط متقابل ادبیات روسی و پارسی وجود دارد. کنش متقابل ادیبان همواره تنها ادبیات ملی را غنی می­ ساخت. برای مثال در رمان منظوم یوگنی آنه­گین اثر الکساندر سرگیویچ پوشکین، کلام سعدی آمده­ است یا لف تالستوی در گزیده آثار خود تحت عنوان چرخه ­ی مطالعات، بسیاری سخنان و جملات قصار را از گلستان سعدی آورده ­است همچنین "مضامین پارسی" اثر سرگی یسه­نین نیز زبانزد است.
 
خواننده­ روس بخوبی با بسیاری از آثار منظوم فارسی نظیر رودکی، فردوسی، خیام، سعدی، حافظ، جلال الدین رومی، جامی و دیگران آشناست. شمار بسیار زیادی ترجمه به زبان روسی از این آثار وجود دارد. لازم به یادآوری است که با افزایش شمار ترجمه­ ها، سطح ادبی ترجمه­ های آثار نیز ارتقا یافته است.
 
ایران­شناسان شوروی که نام­شان می­ آید به روابط ادبی فارسی - روسی و روسی- فارسی پرداختند: روزنفیلد، کامیسارف، جهانگیر دری، عثمان اف. در ایران نیز سعید نفیسی، محمدعلی اسلامی ندوشن، فاطمه سیاح، مهری آهی و دیگران در این زمینه پژوهش داشته­ اند. دو بانویی که در آخر ذکر نامشان رفت، بخوبی به زبان روسی تسلط داشته و با ادبیات روسی آشنا بوده ­اند.
 
اولین اثر ادبی ترجمه ­شده از زبان روسی به زبان فارسی، ترجمه­ نمایشنامه کمدی فغان از زیرکی اثر گریبایدوف بود که در سال 1900 منتشر شد. در ایران، ترجمه­ های آثار آنتون چخوف، فئودور داستایفسکی، لف تالستوی، ماکسیم گورکی، الکساندر پوشکین و دیگران با اقبال عام مواجه شدند. همانگونه که نرگس محمدی بدر اشاره می­کند: " ایرانیان، الکساندر پوشکین را به خاطر اشعار غنایی زیبایش بسیار دوست می­دارند، همچنین لف تالستوی را به خاطر فلسفه­ ی انسانگرایی­ اش. داستایفسکی با روان­شناسی عمیق خود همه را شیفته­ خود می­کند و آنتون چخوف با سبک داستانِ کوتاهِ خود به ادبیات معاصر فارسی پا می­گذارد." علاوه براین ها، بسیاری از این آثار در حال حاضر نیز بارها تجدید چاپ می­ شوند، برای نمونه، آثار چخوف بیش از 240 بار و آثار گورکی بیش از 160 مرتبه باز نشر شده ­اند. شاعران و نثرنویسان قرن بیستم روسیه نظیر سرگی یسنین، ولادیمیر مایاکفسکی، مارشاک و فدین، تاثیر بی­چون و چرایی بر شاعران جوان ایرانی داشته­ اند.
 
ذکر این نکته ضروری می ­نماید که ایرانیان نه تنها با آثار کلاسیک روسی آشنا هستند، بلکه همچنین مقالات و یادداشت­ هایی پیرامون زندگی و فعالیت خلاقه­ ی شاعران و نثرنویسان روسی نگاشته ­اند. در دهه­ های پایانی قرن بیستم، آثار آخماتووا، بونین، تورگنف به زبان فارسی منتشر شدند. همچنین بر صحنه­ های تئاتر شهرهای بزرگ ایران، نمایشنامه­ های آنتون چخوف اجرا می­گردند.
 
قابل توجه است که بویژه در مقیاسی عظیم، ترجمه­ ها به انتقال معنویت فرهنگ ایرانی کمک می کردند. آثار ادبی­ ای که بخش جدایی­ ناپذیر زندگی هر ایرانی هستند، به لطف ترجمه، برای خوانندگان روسی قابل دسترس گشتند. امکان درک معنویت شاعرانه و تصاویر روشن اندیشه­ های ایرانیِ جاری در کلام و استعارات حیرت ­انگیز و تمثیل­ ها که اجزاء جدایی ناپذیر اصطلاح ­شناسی زبان پارسیان است، از منشور اشعار و آثار ایشان میسر است.
 
لازم به ذکر این مهم است که ترجمه­ های آثار ادبی معاصر پارسی به زبان روسی توسط بزرگانی چون جهانگیر دری و پالیشوک انجام شده ­است که به خواننده امکان همراهی و ورود به فضای خانوادگی ایرانی را می­ دهد و درک روابط پیچیده درون خانواده ­ها و شکل معیشت خانواده­ های عادی ایرانی را میسر می­سازد.
 
پایگاه در دسترس برای گفتمان فرهنگی فعال به کلیه تقاضاهای امروزی درباب گسترش و تحکیم روابط دوجانبه پاسخگو است. علیرغم اینکه نقش فرهنگ تنها تدارک و تکمیل سیاست خارجی اجرایی است، برای افزایش تاثیر فرهنگ و رسیدن به این هدف که موقعیت دولت با آراء عمومی موافق گردد، کلیه شرایط موجود است.
 
در تاریخ روابط ایران و روسیه مثال­ هایی است مبنی بر اینکه عدم وجود گفتمان فرهنگی، شرایط را برای ظهور مواردی از تحریف واقعیت­ های تاریخی آماده می­ کرد، تا رای عمومی در ارتباط با دولت و یا مسیر کانال سیاست دولتی تغییر یابد. یکی از این مثال­ ها تاریخ و قرارداد صلح ترکمانچای و گریبایدوف است که تا امروز بازیچه­ ی دست بدخواهان مانده­ است.
 
ایرانیان همچون ملل شرقی و به ویژه با درنظرگرفتن اینکه پارسیان به ملتی باستانی مربوط می­ شوند، حافظه­ تاریخی قدرتمندی دارند. دو عهدنامه­ دشوار گلستان و مخصوصا ترکمانچای و همچنین رویدادهای سال 1829، با قتل گریبایدوف در تهران به هم مربوط بود و خاطره ­ای توهین­ آمیز برای ایرانیان به جا گذاشت. تا امروز، فردِ ایرانی که به واسطه قرارداد ناموفقِ امضا شده از داشته­ های خود محروم گردیده، می­گوید: " وای وای ترکمانچای". اما توضیحات تاریخ­ نگارانِ ایرانی پیرامون علل قتل گریبایدوف هرچه که باشد، این واقعیت برای روسیه بسیار تلخ بود: قتل بزرگترین نمایشنامه­ نویس روس.
 
دو نگاه کاملا مخالف در باب این حوادث وجود دارد. بنابر نظر محمود محمود در کتاب " تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم میلادی"، عهدنامه ترکمانچای " اسارت سیاسی برای ملت ایران است. این زنجیرها دقیقا 90 سال به دست و پای مردم بسته­ بود و تا وقتی کاخ بلند تزاری سرنگون نشد، این زنجیرها پاره نشد". همچنین مولف می­ نوسید: سرنوشت ایران در گلستان بهتر نوشته شده ­بود، چرا که قرارداد ترکمانچای " نسبت به عهدنامه گلستان، بدیمن ­تر و پرضرر­تر بود چرا که ایران به طور کامل کاپیتالیسیون را پذیرفته و قاجارها ابزار سیاسی روسیه شدند."
 
تاریخ شناسان ایرانی نصرت­ الله فلسفی و علی ­اصغر شمیم یادآور می­ شوند که "در قرارداد ترکمانچای منافع روسیه بسیار بیشتر از منافع هر دولت اروپایی در قیاس با هر کشور شکست­ خورده ای، رعایت شده ­بود."
 
در این راستا، نظر تاریخ شناس شوروی را نیز می­ آورم. در کتاب ب.پ. بالایان تحت عنوان "روابط بین المللی ایران در سال­های 1813 تا 1828" درباره اینکه " مستقل از اهداف امپراتوری، درتفاوت با انگلیس و فرانسه، روسیه در مدتی طولانی ملت ماوراقفقاز را از مهاجران جابر و تهدیدات کشتارهای دسته جمعی و جنگ­های ویرانگر، نجات می­داد" صحبت می­شود، که این امر اصلا با واقعیت هم­خوانی ندارد. تاریخ شناسان ایرانی بر این باورند که صلح ترکمانچای " برای تاریخ ایران دوره­ی جدیدی را گشود، چرا که پس از این قرارداد، ایران به کشوری مستقل تبدیل شد" همچنین آنها تصور می­کنند " معاهده ترکمانچای نمونه ­ی مثالی برای سایر دول خارجی بود" اما بالایان با این تصور کلی مخالف بوده و آن را رد می­کند.
 
همچنین به ویژه بنابر نظر مولفان ایرانی، تاریخ­ نویسی روسی، سنتاّ مستعد پذیرش آراء تاریخ شناسان ایرانی نیست، حتی آراء آن دسته از تاریخ شناسانی که شخصا در جریان قتل گریبایدوف بوده ­اند را نمی ­پذیرد.
 
اینجا تنها دو نمونه از آراء به غایت متفاوت آورده­ شد. اما در تفاوت با تاریخ شناسان ایرانی، روس ­ها به رویدادهای 1828 به اشکال مختلف می­ نگرند: یکی با تاریخ شناسان ایرانی هم رای است و دیگری اعلام می­کند که" اگر عهدنامه­ ی ترکمانچای نبود، همه چیز به مراتب بدتر تمام می­شد، چرا که ایران به محو شدن کامل از صحنه تاریخ نزدیک می­شد...".
 
محدودیت گزاره ­ها، نتیجه ­گیری­ های پیش از موقع، عدم آمادگی پذیرش آراء متفاوت دیگر، همه­ ی اینها سدی بر سر راه شکل­ گیری روابط بینافرهنگی می ­سازد. صفحات سیاه تاریخ روابط دوجانبه باید جای خود را به موفقیت­ های امروزی و دستاوردهای سیاست فرهنگی بدهند. اتخاذ تجربه­ ای مفید، آشنایی با جنبه­ های تازه ­ی معنویت که در فرهنگ کشورهای خارجی نمایش داده می­ شود، می­تواند آموزنده باشد.
 
ضروری است که یادآور شویم به واسطه تلویزیون و رسانه­ های ارتباط جمعی می­توان روابط فرهنگی را تنظیم نمود. آشنایی محدود با فیلم ­های ایرانی در روسیه و آشنایی ناچیز با فیلم­های ساخت روسیه در ایران خساراتی برای روابط فرهنگی به بار می­ آورند. برای مثال، تجزیه و تحلیل ظرفیت و تنوع فعالیت در حوزه­ های مختلف، قدم ­های اصلی فرهنگی جمهوری اسلامی قلمداد می­ شوند. افزایش مقدار و بهبود کیفیت کانال­ های رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در درون و بیرون از مرزهای کشور، ساخت تعداد زیادی خانه­ های فرهنگی و مراکز هنری، برگزاری ده ­ها و شاید صدها نمایشگاه و بازارهای بین ­المللی کتاب، موفقیت ­های بسیار بزرگ سینماگران ایرانی و دریافت جوایز بسیار در سطوح جهانی، و بی شک مهم تر­از همه رشد آگاهی عمومی از این جمله ­اند.
 
لازم به ذکر نکته­ ای پیرامون موفقیت دیپلماسی حکومت مسکو درباب سنت و جشن دیرین "نوروز" است. با هدف تقویت و تحکیم فضای صلح شهروندی، ثبات و توافق بیناملیتی و همچنین باتوجه به درخواست­ های ملی­ و فرهنگی ملت­ های خاورنزدیک و خاور­میانه و آسیای مرکزی و فراقفقاز که ساکن مسکو هستند، بیش از ده سال است که به طور گسترده و با موفقیت، در پایتخت فدراسیون روسیه جشنی به مناسبت مراسم نوروز برگزار می گردد.
 
اختیارات مسکو مبنی بر " برگزاری سراسری جشن نوروز در سطح شهر" از بیست و سوم آوریل 2006 امضا گردیده ­بود. برای مثال در سال 2016 میلادی، در برگزاری جشن نوروز در مسکو 35 هزار نفر حضور یافتند. ساکنان و میهمانان پایتخت می ­توانند در این مراسم­ ها، با غذاهای ملی صنایع ­دستی، لباس­ ها و پوشش­ های ملی، سنت­ های اقوام و مردم ایران از نزدیک آشنا گردند. لازم به ذکر است که بسیاری از ملت­ های آسیای مرکزی، تاتارستان و فراقفقاز نیز این عید باستانی را جشن می­گیرند.
 
صنعت گردشگری، نقش بزرگی در گسترش روابطِ فرهنگی بازی می­کند. در فوریه ­ی سال 2016 اجرای تفاهم نامه­ بین حکومتی با موضوعیتِ تسهیل شرایط سفرهای دوسویه ­ی شهروندان دو کشور آغاز گردید. این تفاهم­نامه پیش­تر در تاریخ 23 نوامبر 2015 در تهران، در نتیجه­ مذاکرات فی­مابین روسیه و ایران در حضور روسای جمهور دو کشور ولادیمیر پوتین و حسن روحانی به امضای طرفین رسید. تسهیل روند دریافت ویزا برای نمایندگان گروه ­ها و افراد کاری شرکت­ کننده در فعالیت­ های علمی، فرهنگی و خلاقانه، دانشجویان و اساتید، گردشگران و سایر شهروندان در اسناد ارائه گردیده ­است.
 
علی­رغم اختلال­ ها در روابط سیاسی و اقتصادی فی مابین مسکو و تهران، روابط فرهنگی در بسیاری از رویداد­های خارجی، محکم باقی مانده ­اند.
 
شب ­های شعر فارسی، فستیوال­ های سینمای ایران و سایر مراسم­ های فرهنگی، اغلب در مسکو و دیگر شهرهای روسیه برگزار می­شوند. همچنین علاقه به شناخت فرهنگ روسیه نیز در جمهوری اسلامی ایران بسیار زیاد است. تمام این­ها همراه با پیش نیازهای اساسی برای گفتمان سیاسی و اقتصادی، اساس و بنیانی را می­ سازد که در راستای ایجاد همکاری­ های شفاف مابین دو کشور ضروری خواهد­بود.
 
گفتمان فرهنگی تاثیر دوجانبه ­ای بر فرهنگ ایران و روسیه دارد. این گفتمان در صورت رعایت قوانین و مناسبات متقن و غیاب نیات پنهانی، تمامی امکان­ها را برای بهترشدن روابط ارائه می­ کند.
 
 
 
نویسنده: لانا راوندی فدایی، همکار علمی مرکز مطالعات کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک انستیتو شرق شناسی آکادمی علوم روسیه
 
مترجم: پرویز قاسمی، پژوهشگر ارشد مسائل اوراسیا
 
 
 
 
«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»



 
کد مطلب: 3764