آلکسی بالیف

افعی آمریکایی در آسیای مرکزی و قفقاز

ترجمه اختصاصی ایراس
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۱۴
Share/Save/Bookmark
 
در روزهای گذشته خبری در آمریکا مبنی بر تشکیل چارچوبی جدید برای همکاری با کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان منتشر شد، آنهم با نگاهی ویژه بر روابط آمریکا و قزاقستان که نشانگر برنامه های آمریکا برای تحکیم "حضور سیاسی- نظامی و اقتصادی" در کل منطقه است.
 

در روزهای گذشته خبری در آمریکا مبنی بر تشکیل چارچوبی جدید برای همکاری با کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان منتشر شد، آنهم با نگاهی ویژه بر روابط آمریکا و قزاقستان که نشانگر برنامه های آمریکا برای تحکیم "حضور سیاسی- نظامی و اقتصادی" در کل منطقه است. همینجا باید این نکته را روشن کرد و هیچ شکی به خود راه نداد که "شرکای غربی" نهایت تلاش خود را برای از بین بردن و یا اخته کردن ماهیت همکاری میان کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت دسته جمعی را در چارچوب این برنامه همکاری به کار میگیرند.
 
از این رو افزایش روز افزون حضور و نفوذ آمریکا و گرایش های آتلانتیک گرایی در حوزه جنوبی فضای پساشوروی، نه تنها آسیای مرکزی را بلکه، قفقاز و حتی ارمنستان را تحت تاثیر جریان های خود قرار میدهد. روبن مگربیان، تحلیلگر ارمنی که تمایلات غربی خود را کتمان نمیکند در مصاحبه ای میگوید: یکی از مهمترین دستاوردهای ارمنستان در سال 2017 شرکت در رزمایش «شریک شایسته2017» ناتو –که در گرجستان برگزار شد– بود. ارمنستان در دومین رزمایش با نام «Agile Spirit» شرکت نکرد اما سرژ سارگسیان، رییس جمهور ارمنستان در آخرین سفر خود به گرجستان وزیر دفاع را به همراه برد و در طول سفر طرفین به توافق رسیدند تا ارمنستان در رزمایش های «شریک شایسته2018» و «Agile Spirit 2018»  ناتو که سال آینده در گرجستان برگزار میشود، شرکت کند.
 
مگربیان بر این باور است که فضای روابط دوجانبه ارمنستان و گرجستان پر از بوی آتلانتیک گرایی شده است و سطح همکاریهای دوجانبه همزمان با برطرف کردن مشکلات روز به روز افزایش پیدا میکند. لازم
افزایش روز افزون حضور و نفوذ آمریکا و گرایش های آتلانتیک گرایی در حوزه جنوبی فضای پساشوروی، نه تنها آسیای مرکزی را بلکه، قفقاز و حتی ارمنستان را تحت تاثیر جریان های خود قرار میدهد
به ذکر است که گوتم یولر، معاون دبیرکل ناتو ماه پیش سفری به ایروان داشت، درنتیجه آن سفر، برنامه جدید اقدامات ارمنستان در چارچوب همکاری با ناتو به تایید و امضا رسید. این اقدامات در راستای تامین امنیت عمومی دریای سیاه گزارش شده است. چراکه حفظ امنیت عمومی در این منطقه یکی از اولویت های ناتو به حساب می آید. شایان ذکر است که گرجستان در این منطقه نقش مهمی را در روند جذب دیگر کشورهای قفقاز همسایه برای شرکت در برنامه های ناتو را بر عهده دارد.
 
مدتی پیش نیروهای مرزبانی روسیه برای حفظ ثبات در منطقه مورد مناقشه قره باغ وارد منطقه "مگربی" شدند، این خبر شرایط متفاوتی را ایجاد کرد و با در نظر داشتن وضعیت جدید در ارگان های تصمیم گیرنده در ارمنستان میتوان جنجال برخی رسانه های ارمنی و سپس روسی و برگزاری تجمع در ارمنستان به منظور"احیای حقوق حاکمیتی ارمنستان" برای حفاظت از مناطق مرزی ارمنستان- ایران و ارمنستان ترکیه را توجیه کرد.
 
پیداست که در پشت تجمعات برای دفاع از حق حاکمیت ارمنستان برای کنترل مرزها، عوامل خارجی هستند که تلاش میکنند تا نه تنها ارمنستان را بلکه منطقه قفقاز جنوبی را وارد بازی های جدید با محوریت امنیت و ناتو کنند. تحلیلگران بر این باورند که این تجمع ها به منظور محک مرزهای امکان تغییرات در منطقه برگزار شده است.
 
روند جهانی سازی جغرافیای سیاسی آمریکا در آسیای مرکزی روز به روز تقویت پیدا میکند و با گذشت هر ساعت تحلیلگران و کارشناسان بیشتری به این نتیجه میرسند که آمریکا در حال زمینه سازی دقیق برای ورود و حضور نظامی دائمی (هم به صورت مستقل و هم زیر پرچم ناتو) در منطقه آسیای مرکزی میباشد. این منطقه از آسیا از لحاظ جغرافیایی با منافع و حضور روسیه، افغانستان، ایران و چین گره خورده است و حضور قابل توجه آمریکا میتواند بسیاری از مشکلات آمریکا را در راهبرد محار دشمن احتمالی را حل کند، این نظریه دقیقا همان موضعی بود که رییس پنتاگون چندین روز پیش مبنی بر محار روسیه و چین در منطقه اعلام کرد. آمریکا تلاش میکند تا آتش های زیر خاکستر و مناقشات سرد شده حاشیه مرزهای روسیه و چین را شعله ور کند و کانون های درگیری مسلحانه در منطقه را افزایش دهد.
 
آرنو رومین، تحلیلگر کانادایی بر این باور است که آمریکا با تجربه بدست آمده از اشتباهات گذشته خود(پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه و اجبار برای خروج ازآنجا) تلاش میکند تا سیاست های جدید خود را در منطقه به گونه ای نشان دهد که قصد
روند جهانی سازی جغرافیای سیاسی آمریکا در آسیای مرکزی روز به روز تقویت پیدا میکند و با گذشت هر ساعت تحلیلگران و کارشناسان بیشتری به این نتیجه میرسند که آمریکا در حال زمینه سازی دقیق برای ورود و حضور نظامی دائمی (هم به صورت مستقل و هم زیر پرچم ناتو) در منطقه آسیای مرکزی میباشد
انجام کاری علیه روسیه را ندارد، اما در حقیقت آمریکایی ها به دنبال آن هستند تا در مرحله اول حضور و سپس نفوذ روسیه و بویژه قوای سازمان پیمان امنیت دسته جمعی را در منطقه تا حد قابل توجهی محدود کنند. واشنگتن هدف یاب خود را روی قزاقستان قفل کرده است. قزاقستان در آسیای میانه وضعیت بسیار منحصر به فردی دارد، از سویی مرز بسیار زیادی با روسیه دارد و روسیه نیز با استفاده از این مرزها روابط اقتصادی دیگر کشورهای منطقه را با خود پیوند زده است و از سوی دیگر کمک های فنی- نظامی مسکو در قالب سازمان پیمان امنیت دسته جمعی به تاجیکستان از طریق راه های ترانزیتی قزاقستان صورت میگیرد. وقتی که تلاش آمریکایی ها را برای کنترل مهمترین مسیر ترانزیتی آسیای میانه را می بینیم، توجه ویژه اخیر آمریکایی ها نسبت به قزاقستان چهره ای شفاف تر پید میکند. مقامات قزاقستان با آگاهی از این اوضاع و دست برتر جغرافیایی خود در منطقه تلاش میکنند کمی با واشنگتن همبازی شوند تا از سویی ماهیت چندوجهی گرایشات سیاسی خود را به مسکو و جهان نشان دهند و از سوی دیگر کارتهای بیشتری برای امتیاز گرفتن در معاملات با همسایه شمالی داشته باشند.
 
روابط آمریکا با کشورهای آسیای مرکزی که تعداد زیادی از آنها عضو سازمان پیمان امنیت دسته جمعی هستند در شرایطی در حال فعالتر شدن است که واشنگتن فشارها و تحریم های بلند مدت را با جنجال های جهانی علیه روسیه اعمال میکند. با این حال تا کنون هیچ یک از اعضای سازمان سیاست های تحریمی آمریکا علیه مسکو را محکوم نکرده است. نظربایف در دیدار اخیر خود با ترامپ هیچ حرفی از تحریم های آمریکا علیه روسیه به میان نیاورد، این عدم اعلام موضع درمورد تحریم ها در کنار ارسال خاص پیام به مسکو، به دیگر کشورهای منطقه اطمینان میدهد که آنها هم میتوانند به شیوه ای مشابه عمل کنند. چراکه هیچ یک از کشورهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت دسته جمعی به تحریم های روسیه علیه آمریکا نیز نپیوستند.
 
یک نکته پر ابهام در نتیجه سفر نظربایف به واشنگتن و دیدار با ترامپ وجود دارد که بسیاری از رسانه های آمریکایی به آن توجه ویژه ای داشتند، رییس جمهور قزاقستان در جریان نشست خبری در پایان مذاکرات مساله دفاع از تمامیت ارضی قزاقستان را مطرح کرد، طرح این موضوع آنهم در آمریکا را شاید بتوان انعکاس بخشی از رویدادهای سال 2014 دانست، اما اینکه در دستور کار مذاکرات واشنگتن و آستانه در این خصوص چه گذشته است، مساله ای پر ابهام است.
 
نظربایف اظهارات دیگری نیز در روند سفر خود به واشنگتن داشت که مورد توجه مراکز تحلیلی آمریکایی و کشورهای آسیای میانه قرار گرفت. آسیای مرکزی در دهه اخیر به زمین رقابت اقتصادی و انرژی بین پکن و مسکو تبدیل شده و هر کدام برای بدست آوردن حلقه اتصال منطقه یعنی قزاقستان برنامه های خود را دارند، اما آمریکایی ها بیش از هر چیز نگران دوران پسانظربایف در قزاقستان و به تبع رویدادهای مربوط
روابط آمریکا با کشورهای آسیای مرکزی که تعداد زیادی از آنها عضو سازمان پیمان امنیت دسته جمعی هستند در شرایطی در حال فعالتر شدن است که واشنگتن فشارها و تحریم های بلند مدت را با جنجال های جهانی علیه روسیه اعمال میکند
به آن در آسیای مرکزی هستند.
 
وال استریت ژورنال تا کنون چندین مقاله با عنوانی از جمله در قزاقستان چه خبر است؟، واشنگتن از توسعه روابط شراکتی با قزاقستان به علت نقش پررنگ آن در مبارزه با افراط گرایی حمایت میکند و قزاقستان امن ترین و با ثبات ترین کشور آسیای میانه است، منتشر کرده است. تا کنون مرسوم نبوده که یک رسانه معتبر آمریکایی از یکی از شرکای اصلی روسیه در آسیای میانه تا این حد دفاع کند. از این رو توجه بیش از حد آمریکایی ها به قزاقستان به یک زنگ خطر در منطقه تبدیل شده است.
 
با این حال باید اذعان داشت که حفظ وضعیت ثبات کنونی قزاقستان، در دوران پسانظربایف بسیار کار سختی خواهد بود. برخی رسانه های آمریکایی گفته اند به منظور حفظ وضعیت ثبات در این کشور پس از نظربایف، اصول دموکراتیک، احترام به حقوق بشر و حکومت قانون باید در قزاقستان نهادینه شود، چراکه وضعیت کنونی تنها بسته به حضور نظربایف در قدرت است. وزارت خارجه آمریکا سال گذشته گزارشی را در مورد وضعیت دموکراسی و حقوق بشر در آسیای میانه ارایه کرد که همانند همیشه نگاه نقد گونه ای بر اوضاع نداشت. فاصله گرفتن از اظهارات انتقادی در مورد وضعیت دموکراسی و حقوق بشر در این منطقه گواه بر وجود اهداف راهبردی دارای اولویت دیگری در برنامه های واشنگتن در قبال این منطقه می باشد.
 
روسای جمهور آمریکا و قزاقستان در دیدار اخیر از یکدیگر کم تعریف و تمجید نکردند، چیزی که تا کنون سابقه نداشته است، ترامپ در این دیدار اظهار داشت: روابط اقتصادی ما بسیار عالی است، ما در عربستان سعودی نیز با یکدیگر دیدار داشتیم و روی مسایل جاری و مهم فی مابین کار کردیم. نظربایف در پاسخ اظهار داشت: ما از ایالات متحده بابت حمایت از استقلال و تمامیت ارضی کشورمان متشکریم.
 
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که ترامپ در تلاش است قزاقستان را وارد معادلات مسایل دفاعی آمریکا در منطقه کند تا اینکه با این کشور به تجارت گسترده تر بپردازد. برای این ادعا یک پایه وجود دارد که طرح آن بی ارزش نخواهد بود، در سالهای اخیر روابط نظامی- فنی آمریکا با قزاقستان بسیار توسعه پیدا کرده است، گفتنی است که یکی از بزرگترین و مجهزترین آزمایشگاه های بیولوژیکی منطقه در قزاقستان قرار دارد که عنوان رسمی آن غیرنظامی معرفی شده است اما تا کنون جزیات بیشتری از آن بیرون نیامده است و علاوه برآن سال گذشته رزمایش های مشترکی میان آمریکا و قزاقستان در نزدیکی آلماتی در پایگاهی پیشرفته و مجهز به نام"ایلیسکی" تحت عنوان"عقاب استپ" برگزار شد که نمایندگان روسیه را حتی به عنوان ناظر دعوت نکردند.
 
آمریکایی ها پس از کریمف
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که ترامپ در تلاش است قزاقستان را وارد معادلات مسایل دفاعی آمریکا در منطقه کند تا اینکه با این کشور به تجارت گسترده تر بپردازد
هم فعالیت خود را در ازبکستان بیشتر کرده اند و از هر دری برای ورود و نفوذ به حکومت استفاده میکنند. افزایش همکاریهای فنی نظامی موضوعی است که آمریکا در روابط خود با ازبکستان پس از کریمف بارها و بارها در دستور کار روابط دوجانبه مطرح کرده است.
 
روزنامه آسیا تایمز در مقاله ای مورخ 19 دسامبر 2017 نوشت، ترامپ در تماس تلفنی با شوکت میرزیایف مسایل امنیت منطقه ای را مطرح و بررسی کرد. در گزارش کاخ سفید آمده است که روسای جمهور دو کشور در مورد نقش مهم ازبکستات در آسیای مرکزی بویژه حمایت از راهبرد منطقه ای رییس جمهور ترامپ و تلاش های آمریکا در افغانستان گفتگو کردند. این تماس تلفنی آغاز سیاست جدید واشنگتن در قبال منطقه آسیای مرکزی میباشد. تلاش های بسیار زیاد و با ارزشی صورت میگیرد تا برای اجرایی سازی راهبرد منطقه ای، روابط و شراکت راهبردی میان ازبکستان و افغانستان تحت کنترل واشنگتن ایجاد شود.
 
در گزارش ماه دسامبر 2017 پنتاگون به کنگره با تاکید بی سابقه ای نوشته شده است:"آسیای مرکزی بیش از پیش برای منافع امنیتی آمریکا و ضرورت حضور و دسترسی آمریکا به منطقه اهمیت پیدا کرده است. دسترسی بیشتر به منطقه را باید در راستای منافع آمریکا تامین کرد، از این رو همکاری تنگاتنگ را باید با آسیای مرکزی تقویت کرد ". این عبارات را آنهم از سوی پنتاگون در شرایط کنونی نمیتوان بی معنی تلقی کرد.
 
در سند راهبرد امنیت ملی آمریکا در سال 2017 نوشته شده است که ما باید برای همکاری با کشورهای آسیای میانه که توانایی رهبری در منطقه به منظور رقابت با قدرت های دیگر را دارند همکاری های جدی را آغاز کنیم. این معنی تداعی میشود که برای مهار روسیه و چپن در منطقه، آمریکایی ها برنامه های برای کشورهای آسیای میانه طراحی کرده اند تا با استفاده از آنها به اهداف خود برسند. آمریکا قصد دارد تا در شرایط جدید جنگ سرد با روسیه شبکه ارتباطی ویژه ای در منطقه برای خود طراحی و راه اندازی کند، تا اگر در سایه تیرگی روابط با پاکستان، مسیرهای دسترسی به نیروهای ناتو و ایالات متحده در افغانستان قطع شد، بتواند برای انتقال نیروها از دیگر کشورهای منطقه استفاده کند.
 
با دیدگاهی گسترده تر میتوان به این نتیجه رسید که دولت ترامپ تلاش میکند تا نفوذ قابل توجهی در آسیای مرکزی داشته باشد (آنها خواهان نفوذی هستند که ایالات متحده 10 سال پیش در منطقه داشت، که به تدریج با
بسیاری از تروریست های بازمانده از داعش در خاورمیانه با ملیت های مختلف به امید حمایت های مالی و روحی حامیان تروریسم در قالب پروژه نا امن سازی آسیای مرکزی روانه این منطقه شده اند
فشار ترکیبی روسیه و چین منجر به خروج نیروها و بسته شدن پایگاه های آمریکایی در منطقه شد).
 
طبق ارزیابی های واشنگتن دولت جدید در ازبکستان تمایل ویژه ای به ایفا کردن این نقش در آسیای مرکزی دارد و علاوه بر آن میتوان برای پیش برد این اهداف به صورت دیگری با قزاقستان کار کرد. هدف اصلی این است تا تقویت حضور نظامی- سیاسی آمریکا در منطقه آسیای مرکزی از طریق این دو کشور مستعد صورت بگیرد. درآمد این سیاست را میتوان در رسانه های دو کشور رصد کرد، آنهم زمانی که گرایش های فاصله از مسکو در این دو کشور به وضوح قابل مشاهده است.
 
اجرا شدن چنین برنامه های در منطقه میتواند حامل پیامدهای منفی از جمله نفوذ تروریست ها از خاورمیانه به منطقه و ایجاد ابهام و فاصله بین اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت دسته جمعی شود، این دو مشکل دقیقا جز اهدافی است که آمریکایی ها در حال طراحی آن هستند.
 
سرگی لاوروف در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد در خصوص مساله امنیت افغانستان و آسیای میانه به روشنی گفت: شمال افغانستان در حال تبدیل شدن به پایگاه پشتیبانی تروریسم بین المللی با استفاده از نسخه افغانستانی داعش است که میتواند مقر اصلی حمله ها برای اجرای پروژه های مخرب تحت تاثیر ایدئولوژی"خلاف و افراط گرایی در منطقه" بشود. این اتفاق با حمایت مالی مستقیم اسپانسرهای منطقه ای و فرامنطقه ای و چشم پوشی خاصی از سوی برخی اعضای بین المللی رخ میدهد.
 
بسیاری از تروریست های بازمانده از داعش در خاورمیانه با ملیت های مختلف به امید حمایت های مالی و روحی حامیان تروریسم در قالب پروژه نا امن سازی آسیای مرکزی روانه این منطقه شده اند. جهادگران به صورت علنی حرف از سرنگونی حکومت های آسیای مرکزی و نفوذ در سراسر در اوراسیا میزنند. تروریسم بین المللی از منافع تولید مواد مخدر تغذیه میکند، عاملی که رشد بی سابقه ای آن در سال 2017 در افغانستان گزارش شده است.
 
بسیار واضح است که این رویدادها نشانگر بکاربردن دوباره راهبرد مار افعی در منطقه است، راهبردی که علیه شوروی به خوبی استفاده میشد. زمان تغییر میکند، اما رویکردهای آمریکا در قبال اوراسیای بزرگ و مرکز آن هیچ گاه دستخوش تغییر نخواهد شد.
 
 
 
نویسنده: آلکسی بالیف، ستون نویس در روزنامه روسیسکایا گازتا
 
منبع: مجله اینترنتی تحلیل سیاسی-نظامی
 
مترجم: محسن روستا


 
«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»

 
کد مطلب: 3561