سیاست خارجی
سیاست های امنیتی و نظامی
جامعه و سیاست
اقتصاد و انرژی
سازمان های منطقه ای
تاریخ
فرهنگ و هنر


نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مقاله » سیاست خارجی

عفیفه عابدی، پژوهشگر وابسته ایراس

روابط «راهبردی» تهران-مسکو: آری یا نه!

۱۳ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۴۸



اگر چه سفر ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه به ایران، بار دیگر در چارچوب یک نشست چندجانبه انجام شده، با این حال روابط دوجانبه تهران و مسکو و کیفیت آن را برجسته تر ساخته است. روابط ایران و روسیه به دلایل مختلف پس از توافق هسته­ای ایران (برجام) و به دنبال آن همکاری ایران و روسیه در سوریه از اهمیت دو چندان برخوردار شده و در عین حال یکی از موضوعات بحث برانگیز هم در حوزه سیاست خارجی دو کشور و هم در متن سیاست منطقه­ای و بین‌المللی بازیگران دیگر شده است. به ویژه اینکه در حالی که ناظران برجام را زمینه بهبود روابط ایران و غرب و دوری تهران و مسکو ارزیابی می­کردند، اما پس از توافق هسته­ای ایران آنچه بیشتر نمود پیدا کرد عدم تحقق انتظارها در روابط تهران و غرب و جهش در روابط ایران و روسیه بود. روابط ایران و غرب همچنان با موانع پیچیده ای روبروست، اما رهبران ایران و روسیه می­گویند که به افزایش مناسبات دوجانبه و منطقه­ای تا سطح روابط راهبردی امیدوار هستند. برآیند واقعیت امروز منطقه­ای و بین­المللی نیز از تداخل سطوح مختلفی از منافع و ملاحظات امنیتی دو کشور حکایت دارد. بر این اساس نه تنها رهبران دو کشور، بلکه برخی ناظران از روابط ایران و روسیه به عنوان روابط «راهبردی یا استراتژیک» نام می برند.

 

اما اطلاق عنوان «راهبردی» به روابط تهران و مسکو هم در روسیه، هم در تهران و هم در خارج از دو کشور احساسات متفاوتی را برمی انگیزد. آرمان گرایان ضد آمریکایی در ایران و روسیه از کاربرد عنوان راهبردی برای روابط روسیه و ایران در پوست خود نمی گنجند، اما غربگرایان در هر دو کشور با یاس و ناامیدی سوابق تلخ روابط دو کشور را برجسته می­سازند. تعارض شدید این دو دیدگاه و آثار آنها بر این رابطه، ضرورت تبیین دقیق تر شرایط رابطه ایران و روسیه را بیشتر می کند: اینکه آیا روابط ایران و روسیه راهبردی است ؟ و اگر نه، آیا این رابطه راهی به راهبردی شدن دارد؟ اصلا ضرورت راهبردی دانستن این رابطه در چیست؟ در پاسخ به این پرسش­ها باید به چند نکته توجه نمود:



1) روابط راهبردی در اصل به روابطی گفته می شود که ماهیت سیاسی-اجتماعی-اقتصادی و امنیتی طرف های رابطه، از درجه بالایی از اعتماد و وابستگی برخوردار باشد و نه تنها احتمال خصومت آمیز شدن روابط بسیار ناچیز باشد، بلکه منافع هر یک از طرفین با طرف سوم دیگر نیز نتواند این رابطه را تحت تاثیر قرار دهد. اما شواهد تاریخی در رابطه ایران و روسیه چیز دیگری را نشان می­دهد. ولادیمیر ساژین کارشناس آکادمی علوم روسیه لیست مختصر دلایلی که از منظر ایرانی مانع اعتماد به روسیه است را چنین بر می شمرد: معاهده گلستان (1813 میلادی) و عهدنامه ترکمن­چای (1828 میلادی)، که پیروزی‌های روسیه بر ایران در دو جنگ را رسمیت بخشیده و چارچوبی حقوقی برای جداسازی و واگذاری سرزمین‌های وسیعی از ایران در منطقه قفقاز جنوبی (امروزه گرجستان، ارمنستان و آذربایجان) را به قلمرو قدرت روسیه فراهم آورد؛ موافقتنامه 1907. میلادی روسیه-انگلستان، که ایران را به دو حوزه نفوذ روس و انگلیس تقسیم ‌کرد؛ اشغال ایران (آنگونه که دیدگاه ایران است) به وسیله قوای شوروی و بریتانیا در سال1941. میلادی؛ حمایت شوروی از حزب کمونیست توده که در دوره های مختلف موجب تنش داخلی شد؛ تلاش‌های شوروی برای جداسازی آذربایجان از ایران (1946 میلادی)؛ حمایت شوروی از تجزیه طلبان کرد در غائله جمهوری مهاباد (1946 میلادی)؛ لشکرکشی شوروی به افغانستان (1979-1989 میلادی)؛ حمایت شوروی از عراق در جریان جنگ تحمیلی بر ایران (1980-1988 میلادی)؛ توافق الگور-چرنومردین (1995 میلادی) که مانع انجام تعهدات نظامی و فنی روسیه به ایران شد؛ تاخیر در ساخت نیروگاه هسته‌ای بوشهر (1995-2۰۱۱ میلادی)؛  حمایت روسیه از تحریم‌های ضدایرانی در شورای امنیت سازمان ملل (2006-2010 میلادی)؛ بدقولی در جریان قرارداد سامانه اس- 300 و دیگر قراردادهای همکاری فنی و نظامی (2010-2015)؛ به این موارد از منظر ایرانی می توان به عدم تمایل روسیه به گسترش روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز حداقل تا چند سال اخیر، توافقات دوجانبه روسیه با سایر همسایگان خزر برای تقسیم ناعادلانه این دریا، تلاش روسیه برای توسعه روابط با کشورهای عربی به ویژه عربستان سعودی و روابط عمیق روسیه و اسرائیل که هر از گاهی مانع انجام تعهدات روسیه به ایران می شود، و... اشاره نمود. تمام این موارد صرف نظر از دلایل روسی برای عدم اعتماد به ایران است. روس­ها نیز دلایل خود را برای بدگمانی به ایران دارند از جمله: وجود گرایش قوی غربگرایانه در بخش وسیعی از جامعه، برنامه­های بلندپروازانه حکومت ایران در خاورمیانه در راستای آنچه غرب از آن به عنوان هلال شیعی یاد می­کند، رقابت اقتصادی به ویژه در زمینه صادرات انرژی و بسیاری موارد دیگر...

 

2) معمولا بین کشورهایی که روابط راهبردی دارند سندی شامل تعهد جدی دو طرف در برابر منافع همدیگر و اجرای همکاری های راهبردی به ویژه در زمینه تضمین امنیت همدیگر وجود دارد، که چنین سندی بین ایران و روسیه وجود ندارد. نه تنها به تایید اسناد رسمی و اظهارات مقامات روسیه تنها متحد استراتژیک روسیه کشور بلاروس است، بلکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در بندهای مختلف موانع جدی برای راهبردی شدن روابط ایران با کشوری مانند روسیه وجود دارد. از جمله این موارد می توان به نفی سلطه، تاکید بر سیاست مستقل ایران، عدم امکان برای واگذاری پایگاه نظامی به بیگانگان و... اشاره نمود.

 

3) روابط راهبردی میان دو دسته دولت شکل می گیرد؛ یا دولت هایی که قدرت همتراز دارند و یا دولت هایی که قدرت یکی بر دیگری کاملا فائقه است و زمینه اطاعت پذیری طرف ضعیف تر از طرف قوی تر را فراهم می کند. روسیه و ایران نه قدرت های همتراز هستند و نه قدرت یکی بر دیگری کاملا فائقه است و یا دستکم باید تاکید کرد که ایران حکومتی سلطه پذیر نیست.

 

4) رابطه ایران و روسیه، به دلیل موقعیت هر دو طرف، دارای سه وجه؛ دوجانبه، منطقه­ای و بین­المللی است، که در هر سه سطح زیر تاثیر شرایطی متحول و دخالت مولفه­های گوناگون قرار دارد که در کل تحت اراده و اختیار مستقیم تهران و مسکو نیستند. در همین حال ترسیم مختصات واقعی دو کشور در منطقه و نظام بین­الملل انگیز­ها، اهداف، موانع، تهدیدها و برنامه­ها نشان می­دهد که همکاری­های دوجانبه و  منطقه­ای ایران و روسیه مستلزم وجود شرایط پیچیده­ای است که لزوما همیشه فراهم نیست. یکی از آن شرایط فایق آمدن بر تاثیر منفی عامل غرب در این رابطه و یا استفاده از غرب به عنوان یک مولفه مثبت در روابط دوجانبه است. به عبارت دیگر غرب یکی از مولفه­های موثر در روابط ایران و روسیه است اما موضوع غرب نیز فی نفسه در رابطه دوجانبه و همچنین رابطه منطقه­ای دو کشور مساله و بحث پیچیده­ای است.

 

با وجود تمام این نکات، از سوی دیگر نیز عادی دانستن روابط ایران و روسیه نیز ساده انگاری مغرضانه است. مهمترین جنبه که موجب غیرعادی بودن روابط مسکو و تهران است، منافع مشترک جدی دو کشور در مقابله با نفوذ آمریکا در تمام مناطق پیرامون از آسیای مرکزی-قفقاز تا خاورمیانه است. چیزی که موجب شده است از لحاظ تاکتیکی، مواضع ایران و روسیه در سوریه آنچنان وابسته باشند که بر اختلاف راهبردی دو کشور درباره آینده سوریه و خاورمیانه فایق آیند. منافع روسیه در خاورمیانه وجوه گونگونی دارد: بر خلاف تمرکز ایران بر رابطه و همکاری با روسیه، مسکو روابط خود را به گونه‌ای مدیریت می کند که با تمام طرف ها رابطه داشته باشد. به دلایل واقعگرایانه نیز رقابت ذاتی در روابط ایران و روسیه وجود دارد. در موضوع سوریه می توان نمونه آن را مشاهده کرد. روس ها به رغم حمایت از بشار اسد نسبت به حکومت علوی‌ های سوریه بر سنی مذهب ها به دیده مثبت نمی نگرد. در عین حال با وجود توافق با ایران در هدف مقابله با هژمونی آمریکا در منطقه، ملاحظات ایدئولوژیک در روابط خود ندارند و از هر فرصت برای بهبود مناسبات با واشنگتن استقبال می­کنند. عملگرایی روسیه در سیاست خارجی را می توان در تحولات دو سال اخیر در روابط مسکو و آنکارا مشاهده کرد، به گونه­ای که روابط به شدت تخریب شده ترکیه و روسیه به سرعت احیا شد.

 

براین اساس می­توان گفت با نبود مختصات و ویژگی‌های مشارکت راهبردی در روابط کنونی ایران و روسیه، کاربرد عنوان «راهبردی» برای این رابطه بیشتر برجسته سازی تبلیغاتی است و نه بیان واقعیت. اما این عملگرایی روس­ها باید سرلوحه سیاست خارجی ایران هم در رابطه با سایر بازیگران و هم روسیه باشد. به رغم وجود برخی منافع موازی و متفاوت ایران و روسیه در روابط دوجانبه، منطقه ای و بین المللی، رابطه با روسیه یکی از مهمترین منابع سیاست خارجی ایران در هر سه سطح است. هر چند به نظر نمی­رسد به دلیل شرایط بسیار متحول و دخالت مولفه­های بسیار گوناگون در سطح روابط منطقه ای و بین المللی امکان ترسیم راهبرد برای تحکیم همکاری­ها وجود داشته باشد، اما در سطح دوجانبه، توافق ۲۰۲۰-۲۰۱۶ برای توسعه همکاری تجاری، اقتصادی، صنعتی، علمی و فنی بین جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه را می توان راهبرد روابط تهران-مسکو دانست. هم به دلایل دوجانبه و هم منطقه­ای و بین­المللی، در کوتاه مدت نیز این رابطه اهمیت راهبردی یکجانبه دارد. اگر به هر دلیل برجام نقض شود، هم شراکت بیشتر روسیه با ایران و هم عامل فشار بیشتر واشنگتن بر مسکو، روس­ها را در طرف ایران قرار خواهد داد و از هزینه قرار گرفتن ایران در مقابل جامعه جهانی خواهد کاست. به رابطه با روسیه، نه تنها در دستگاه سیاست خارجی ایران، بلکه باید در جامعه در میان هر دو طیف آرمانگرا و لیبرال نیز از این منظر عملگرایانه نگاه کرد.

 



منبع: روزنامه اعتماد