رئیس جمهور ترامپ و بلوک قدرت وی: چالش‌های امنیتی روسیه؛ وِرُنیکا کراشِنینکُوا

منتشر شده در: مجله ارتش و جامعه، شماره 1، سال 2017
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۴۷
Share/Save/Bookmark
 
درسال‌های آینده روسیه ناگزیر است با رئیس جمهور دونالد ترامپ و دولت وی کار کند. برای آنکه این کار بیشترین تأثیر و کارآمدی را داشته باشد ما باید به طور جزئی و تفضیلی دریابیم که رئیس جمهور جدید و اعضای تیم وی معرف چه چیزی هستند. مقاله تحلیلی پیش رو توسط نویسنده‌ای به تحریر درآمده است که در رابطه با نظام امریکا و نسبت به هرکسی که در آن روی کار بیاید دیدگاه انتقادی دارد. از قرار معلوم نویسنده‌ی این مطلب یکی از نخستین کارشناسان روسی منتقد نسبت به دولت باراک اوباما و هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه وی در سال 2011 بود که آن ایام اوج سیاست به اصطلاح «بازشروع» یا (ری ست) به شمار می‌آمد. در سال 2012 نویسنده مبتکر «قانون عوامل خارجی» بود که تا حد زیادی در زمینه فعالیت سازمان‌های غیرتجاری در روسیه سامان یافت.
 
ایراس: درسال‌های آینده روسیه ناگزیر است با رئیس جمهور دونالد ترامپ و دولت وی کار کند. برای آنکه این کار بیشترین تأثیر و کارآمدی را داشته باشد ما باید به طور جزئی و تفضیلی دریابیم که رئیس جمهور جدید و اعضای تیم وی معرف چه چیزی هستند. مقاله تحلیلی پیش رو توسط نویسنده‌ای به تحریر درآمده است که در رابطه با نظام امریکا و نسبت به هرکسی که در آن روی کار بیاید دیدگاه انتقادی دارد. از قرار معلوم نویسنده‌ی این مطلب یکی از نخستین کارشناسان روسی منتقد نسبت به دولت باراک اوباما و هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه وی در سال 2011 بود که آن ایام اوج سیاست به اصطلاح «بازشروع» یا (ری ست) به شمار می‌آمد. در سال 2012 نویسنده مبتکر «قانون عوامل خارجی» بود که تا  حد زیادی در زمینه فعالیت سازمان‌های غیرتجاری در روسیه سامان یافت.

----------
 نویسنده مقاله، وِرُنیکا کراشِنینکُوا، عضو اتاق عمومی فدراسیون روسیه، برنامه ارشد «پراگنُز» (پیش‌بینی)، مدیر کل موسسه پژوهش‌ها و طرح‌های ابتکاری سیاست خارجی است.
----------

دریافت متن کامل (PDF)

تحلیل انتقادی از دولت ترامپ مستلزم درنظرگرفتن منافع بلندمدت فدراسیون روسیه و کشوری است که جانشین اتحاد شوروی و پیروزی بزرگ بر فاشیسم است. جهان
تحلیل انتقادی از دولت ترامپ مستلزم درنظرگرفتن منافع بلندمدت فدراسیون روسیه و کشوری است که جانشین اتحاد شوروی و پیروزی بزرگ بر فاشیسم است. جهان یک ساختار دوبعدی متشکل از «لیبرال‌ها» و «محافظه‌کاران» نیست ... ترامپ تصور می‌کند که امریکای «بزرگ» دیگربار پلیس جهان خواهد شد. محاسبه ترامپ برای پیروزی در «تبادل آتش» به منزله تمایل صریح و آشکار امریکا برای افزایش قابل توجه بودجه نظامی این کشور و زرادخانه‌های هسته‌ای آن است
یک ساختار دوبعدی متشکل از «لیبرال‌ها» و «محافظه‌کاران» نیست. جهان حداقل دارای یک ساختار سه بعدی است. همانطور که در دهه 1930 اتحاد شوروی از امریکا به عنوان سیستم سرمایه‌داری انتقاد می‌کرد. آدُلف هیتلر نیز دارای مواضع ضدیهود بود: اما انتقاد از امریکا به اتحاد جماهیر شوروی و رایش سوم نینجامید و این امر در 22 ژوئن 1941 کاملا آشکار شد.
 
هرج و مرج خاصی که با انتخاب ترامپ در نظام امریکا به وجود آمد بدون تردید، پنجره‌ای از فرصت برای روسیه گشوده است. با این حال، این «پنجره» ممکن است نسبتا به سرعت بسته شود. برای استفاده از این فرصت، باید به‌سرعت و بادقت شخصیت‌ها، ایدئولوژی و ماهیت عملکرد رئیس جمهور جدید را مورد مطالعه قرار دهیم.  
 
***

پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا نه تنها به معنای شکست احزاب دموکراتیک که بلکه به معنای شکست حزب جمهوری‌خواه میانه‌رو هم بوده است. تجسم این اکثریت جمهوری‌خواه، همواره ژنرال آیزنهاور بود که در طول جنگ جهانی دوم فرماندهی قوای نظامی امریکا را برعهده داشت. جرج بوش پدر هم علیه کشورهای واقع در «محور» اقیانوس آرام قرار گرفت (وی همچنین متعلق به بخش مرکزی جمهوری‌خواه سنتی بود که از حمایت از ترامپ امتناع ورزید. آیزنهاور از نظر اعتقادات، جمهوری‌خواه محافظه‌کاری است که ژنرال جرج پاتن را از فرماندهی برکنار کرد، چراکه وی با برنامه نازی‌زدایی مخالف بود، تئوری توطئه یهودستیزی را تشویق می‌کرد و درصدد بود جنگ با رایش سوم را  به جنگ علیه اتحاد شوروی بکشاند.
 
جناح راست حزب جمهوری‌خواه ضمن جانبداری از ترامپ وارث گروه منزوی «کمیته امریکا بالاتر از همه» است که تا پیش از حمله به پرل هاربر (Перл Харбор) در دسامبر 1941 وجود داشت. این کمیته نمایندگان بانفوذ دیدگاه‌های طرفدار نازی از قبیل هنری فورد (Генри Форд)) و چارلز لیندبرگ (Чарльз Линдберг) را متحد کرده بود که البته نه به دلیل صلح‌طلبی آنها بلکه به این علت که از هیتلر حمایت می‌کردند خواهان ممانعت از ورود امریکا به جنگ بودند. زمانی که ترامپ به طور علنی اعلام می‌کند «امریکا بالاتر از همه» است، وی آگاهانه از هواداران امروزی آنها کمک خواسته است.
 
اول دسامبر 2016  ترامپ - رئیس جمهور منتخب- اظهار داشت که قصد دارد جیمز متیس ژنرال سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده را در پست وزارت دفاع منصوب نماید. ترامپ با افتخار خاطرنشان کرد که متیس -«جرج پاتن امروزی است».
 
پاتن در خاطرات خود این جملات را ثبت کرده است:
«دشواری درک روس‌ها در این  است ما از واقعیت عدم تعلق آنها به اروپا واقف نیستیم، آنها در واقع به آسیا تعلق دارند و از این رو به گونه‌ای دیگر می‌اندیشند. لذا ما به قادر به درک روس‌ها نیستیم همانطور که نمی‌توانیم  چینی‌ها یا ژاپنی‌ها را بفهمیم، با وجود تجربه زیاد از معاشرت و تعامل با آنها باید گفت، بدون احتساب این شناخت که برای کشتن آنها چه مقدار سرب و آهن نیاز است، شخصا علاقه خاصی برای فهمیدن آنها ندارم. علاوه بر دیگر خصایص «شاخص» طبع روس‌ها باید گفت که آنها حیات بشری را محترم نمی‌شمارند، آنها حرامزاده، بربر و الکلی‌های مزمن هستند...».
 
پاتن
ایران و چین مهمترین متحدان روسیه در جبهه‌های جنوب غربی و جنوب شرقی هستند. سه کشور ضمن همکاری با یکدیگر چه در سطح دوجانبه و چه در چارچوب سازمان همکاری‌های شانگهای، از این ظرفیت برخوردارند که کل منطقه‌ی واقع در امتداد مرزهای جنوبی روسیه، از دریای مدیترانه تا اقیانوس آرام را توسعه داده و ایمن نمایند
در 21 دسامبر 1945 در تصادف اتومبیلش با یک کامیون به شدت مجروح شد و بر اثر جراحت شدید درگذشت. از این پس، وی به چهره‌ی سمبولیکی برای تمامی راستگرایان افراطی محافظه‌کار امریکا تبدیل شد.
 
این امر حائز اهمیت است که به یاد داشته باشیم، هم ژنرال متیس و هم ژنرال فلین که از جانب ترامپ در پست مشاور امنیت ملی منصوب شده بود (در حال حاضر برکنار شده است)، از ژنرال‌های اوباما بودند. با وجود این، قرقی‌های دولت رئیس جمهور دموکرات، آنها را عزل کردند، چراکه این دو «راست افراطی»، سیاست به مراتب خطرناکتر و افراطی‌تری را دنبال  می‌کردند.
 
دوستی با روسیه به سبک ترامپ
ظاهرا پس از برقراری «دوستی» ریگان و گورباچف - به خاطر داشته باشیم که ریگان بازیگری قهار بود - فاز فعال فروپاشی شوروی بنا نهاده شد که توسط یلتسین خاتمه یافت. اظهارات چاپلوسانه ترامپ درباره پوتین هم دقیقا به همان صورت، وظیفه تیلرسون و فرماندهی نظامی وی را برای سرکوبی روسیه و متحدان آن یعنی ایران و چین، «راحت کرده است». 
 
تصور در این باره که ترامپ شیفته و مفتون روسیه و رئیس جمهور پوتین شده و خواهان دوستی با وی است توهمی بیش نیست. ترامپ، اساسا انسانی نادان و فوق‌العاده حریص است، وی بی‌درنگ این ادعاهای تبلیغاتی امریکا را پذیرفت که پوتین سرزمین‌های مجاور روسیه (اوستیای جنوبی و کریمه) را تصرف کرده و با اقتدار و به نفع حلقه محدودی از الیگارش‌ها بر کشور حکومت می‌کند. در واقع چنین شخصی باب میل ترامپ است، از آنجایی که خود وی، خواهان انجام چنین اقداماتی است. ستایش ترامپ از پوتین بیش از آنکه تأییدی برای وی باشد توهین نسبت به اوست.
 
همچنین به دروغ از علاقه مشترک ترامپ و پوتین به هنرهای رزمیِ ترکیبی و آشنایی آنها با فئودور یِمِلیاننکو (Федор Емельяненко) قهرمان هنرهای رزمی، که ترامپ از سخنان وی در امریکا حمایت کرد سوء تعبیر شده است. در آن زمان آشنایی زود هنگام پوتین با ورزش جودو که بر پایه اصولی همچون «انصاف» و «بازی جوانمردانه» قرار دارد به عنوان سرگرمی مورد علاقه وی، و گرایش ترامپ نسبت به هنرهای رزمی خشن که بر پایه‌ی تمایل به خشونت و سطله‌گری است، مورد توضیح و تفسیر قرار می‌گرفت.
 
زمانی که ترامپ وعده داد با پوتین همانند «دو مرد» سخن بگوید، آمادگی و تمایلی برای مذاکرات بین دو شریک برابر وجود نداشت. ترامپ اصطلاح خاصی از فیلم وسترن (Вестерн) را بکار می گیرد، جایی که کلانتری که کلاه سفیدی به سر داشت با این عبارت که وی برای حل مشاجره به کمک هفت‌تیر اقدام می‌کند، گاوچران فقیر کلاه سیاه را مورد خطاب قرار می‌دهد. البته، کلانتر همواره در چنین دوئل‌هایی
هدف و اولویت درجه یک سیاست خارجی برای رئیس اخیر اکسون ذخایر نفت و گاز ایران خواهد بود. ژنرال‌های ترامپ با وجد و شادمانی با چنین هدفی موافقند. آنها مدت‌هاست که قصد دارند به بهانه «حمایت از تروریسم» به ایران حمله کنند. افزون بر این، ایران در نوع خود، به عنوان ابزاری برای جنگ روانی با روسیه ظاهر شده است، پس از آنکه روسیه را در مقابل این انتخاب قرار داد که یا با دست برداشتن از همکاری با ایران، کشور متحد خود را تسلیم کند یا وارد جنگ با امریکا شود
فائق می‌آید.
 
ترامپ تصور می‌کند که امریکای «بزرگ» دیگربار پلیس جهان خواهد شد. محاسبه ترامپ برای پیروزی در «تبادل آتش» به منزله تمایل صریح و آشکار امریکا برای افزایش قابل توجه بودجه نظامی این کشور و زرادخانه‌های هسته‌ای آن است. البته زرادخانه هسته‌ای امریکا برای روسیه و چین درنظر گرفته شده است (امریکا برای سوریه یا ایران به حد کافی سلاح متعارف در اختیار دارد). پیشنهاد «دوستی» از سوی ترامپ، گزینه نظامیِ طرح «بازشروع» اوباما و کلینتون است که با توجه به خصوصیات روانی و روحیات رئیس جمهور روسیه آماده شده است.
 
ناتو، خاورمیانه، چین: آنچه از ریاست جمهوری ترامپ در انتظار آنهاست
ایران و چین مهمترین متحدان روسیه در جبهه‌های جنوب غربی و جنوب شرقی هستند. سه کشور ضمن همکاری با یکدیگر چه در سطح دوجانبه و چه در چارچوب سازمان همکاری‌های شانگهای، از این ظرفیت برخوردارند که کل منطقه‌ی واقع در امتداد مرزهای جنوبی روسیه، از دریای مدیترانه تا اقیانوس آرام را توسعه داده و ایمن نمایند. ریاست جمهوری ترامپ نشان داد که تنش و وخامت در سراسر این جبهه افزایش خواهد یافت، و خیلی بیشتر از مواضع نسبتا تهاجمی که در زمان ریاست جمهوری اوباما اتخاذ شده بود پیشروی خواهد کرد. مشاوران نظامی ترامپ خواستار افزایش حضور نظامی در افغانستان و عراق هستند، شرکت اکسون (Exxon) هم آماده ایفای نقشی تعیین‌کننده در شناسایی و بهره‌برداری از منابع عظیم انرژی منطقه می‌باشد.      
 
ژنرال متیس، ضمن آنکه در سال‌های 2007 تا 2009 هدایت فرماندهی مشترک تحول ناتو را برعهده داشت، مسئول توسعه قابلیت نظامی اوکراین و گرجستان و هماهنگی استفاده و بهره‌برداری از آن نیز بوده است. این امر، در نهایت به شکست گرجستان در اوستیای جنوبی در سال 2008 انجامید. کاملا بدیهی است که متیس  درصدد برچیدن برنامه‌ های ناتو برای پیشروی به جانب شرق نیست.
 
ترامپ برنامه‌ای برای کاهش عملیات ناتو در نظرندارد. این امر مستلزم افزایش حق عضویت کشورهای عضو در بودجه سازمان است. انتقاد وی از ناتو واکنش به ادعاهای تاریخی راست‌های افراطی امریکا بود که بیم دارند اروپا تهاجمی‌ترین اقدامات امریکا را در اروپای شرقی و خاورمیانه محدود کند. آلمان از حمایت از امریکا برای ماجراجویی در لیبی در سال 2011 امتناع ورزید. آلمان و فرانسه سعی‌کردند برای جلوگیری از برنامه‌های تهاجمی امریکا در رابطه با اوکراین، مذاکرات جداگانه‌ای با روسیه ترتیب دهند. امریکا که در شرایط جلب حمایت کامل ناتو نبود با هدف افزایش توان نظامی اوکراین یک سری توافق دوجانبه با این کشور منعقد کرد.    
 
روبرت دریفوس (Роберт Дрейфус) کارشناس امریکایی در امور خاورمیانه در مقاله اخیر خود خاطرنشان کرد: «انتصابات ترامپ در حوزه سیاست خارجی برای تحریک جنگ با ایران آمادگی دارند». به یاد دارم که متیس قبلا، به ویژه به دلیل تلاش برای گسترش بی‌ثباتی شدید در سوریه و دمیدن در آتش گسترده‌ای که ایران را مورد هدف قرارداده بود، برکنار گردید.
 
بلافاصله پس از آنکه متیس در آگوست 2010 مسئول نیروهای امریکایی در خاورمیانه شد اوباما از وی خواست تا فهرست مهمترین وظایفش را ارائه دهد. متیس در پاسخ سه مورد از مهمترین وظایف خود را به شرح زیر برشمرد: «شماره 1- ایران، شماره
پیروزی‌های نمایندگان راست افراطی به هیچ‌وجه اتفاقی نبوده است، بلکه نتیجه کار موشکافانه و چندین‌ساله محافل راست افراطی است. تهاجمی‌ترین کادرهای نظامی و نمایندگان سرمایه مالی در قدرت گرد هم آمده‌اند؛ آنها پیشتر هم، مشغول به کار بودند، اما توسط نیروهای میانه‌رو متوقف شدند. ترامپ محدودیت‌ها را بر می‌دارد و فشار اقتصادی، سیاسی و نظامی بی‌سابقه‌ای را بر متحدان استراتژیک روسیه، ایران و چین و همچنین خود روسیه به راه خواهد انداخت
دو- ایران، شماره سه - ایران».
 
روزنامه «واشنگنن پست» به نوبه خود هشدار داد: «ژنرال‌های جنگ‌طلب ترامپ، اسلام و ایران مبارز را به عنوان تهدیدی جدی تلقی می‌کنند». کتاب «میدان جنگ» فلین هم که در جولای سال 2016 منتشر شد درواقع فراخوانی برای جنگ با ایران به شمار می‌آید.
 
با توجه به اینکه رئیس جمهور ترامپ و منصوبان نظامی وی مخالف توافق هسته‌ای با ایران هستند، بعید است سعی در پیداکردن بهانه‌ای برای به چالش‌کشیدن این کشور با مقاومت جدی مواجه شود. بدون شک، ژنرال جُن کلی (Джон Келли) وزیر امنیت داخلی امریکا، نگرانی در رابطه با عراق را در جامعه امریکا تشدید خواهد کرد. وی به گونه‌ای پارانوئیدی یقین حاصل کرده است که ایران بدون کم وکاست درصدد گسیل‌داشتن تروریست‌های شیعی و جهادگران «حزب‌الله» از طریق امریکای لاتین  به ایالات متحده امریکاست.
 
اظهارات ضدچین ترامپ، از جمله قصد وی برای خاتمه‌دادن به سیاست «چین واحد»، مورد حمایت رکس تیلرسون (Рекс Тиллерсон) وزیر امور خارجه امریکا هم قرار گرفته است. وی بر این باور است که سیاست چین در دریای چین جنوبی «مشابه اشغال کریمه توسط روسیه» است. وی در این باره گفته است: «ما باید این پیام روشن را به چین بدهیم که ساخت جزایر باید متوقف شود، و دوم آنکه دسترسی چین به این جزایر مجاز نخواهد بود»
 
در بالاترین سطوح در مباحث مربوط به استراتژی، همراه با فلین و متیس، استیون بنن (Стивен Бэннон) رئیس پورتال اینترنتی راست افراطی «بریتبارد نیوز» (Breitbart News)، بانکداری که قبلا در پنتاگون مشغول به کار بوده است نیز حضور دارد. به نظر می‌رسد انتخاب یکی از حامیان برجسته نژادپرستی در نقش «استراتژیست اصلی و مشاور ارشد» کاخ سفید توسط ترامپ بسیار شومتر باشد. بیش از یک سال قبل از انتخابات، خبرگزاری «بلومبرگ» (Блумберг) هشدار داد: «استیون بنن – خطرناکترین استراتژیست سیاسی امریکاست».
 
کادر تمام تصمیمات را اتخاذ می‌کند: متیس، پامپئو (Помпео)، کلی و کوآتس (Коатс) ارائه دهنده‌ی سیاست بلوک قدرت رئیس جمهور ترامپ هستند.
 
انتخاب ترامپ – به معنای پیروزی تهاجمی‌ترین جناح سرمایه مالی ایالات متحده امریکاست. سرمایه مالی به منزله ادغام سرمایه بانکی و صنعتی در طلیعه قرن بیست است. از آغاز بحران 2008 سرمایه مالی امریکا تصریح کرد به عنوان نیروی غالب جهانی سود و جایگاه خود را در معرض خطر می‌بیند.
 
این چالش ها از چند سو به سرمایه مالی امریکا تحمیل شده بود: از جانب روسیه که از پیشنهاد مصرانه امریکا برای سیاست «بازشروع» که در ارتباط با اهداف این کشور بود، امتناع ورزید. از جانب ایران که در برابر موقعیت غالب امریکا در نفت و گاز سرشار خاورمیانه مقاومت می‌کرد. همچنین این چالش‌ها از جانب چین که به سرعت در حال پیشرفت است هم بر امریکا تحمیل می‌شد؛ امریکا توسعه چین را تهدیدی برای تسلط بر منابع خام موجود در خاورمیانه، آسیای مرکزی و آفریقا تلقی می‌کند.   
 
ادامه دارد ...
 
 
دریافت متن کامل (PDF)
 
«آنچه در این متن آمده به معنی تایید محتوای تحلیل نویسنده از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليل گران روسی منتشر شده است»
 
کد مطلب: 3192